درباره وبلاگ

جهان رابلندی وهستی تویی >>>ندانم چه هستی هرچه هستی تویی
تاریخ شروع به کار1385/6/15
1>>>>این وبلاگ هیچ گونه فعالیت سیاسی وغیر اخلاقی ندارد<<
2>>>>مطالب بیشترطنزو بعضی واقعی هستند<<
3>>>>مایل به تبادل لینک باسایتهاووبلاگهایی باآماربیش از800بازدیدروزانه راهستیم پس ابتداماراباعنوان !!!!!!!!!ورودبه شرط بلوغ!!!!!!!!!لینک کنیدومانیزحداکثرتادوروزبعدلینک شماراقرارمیدهیم پس دیگربه هیچ وجه نپرسیدکه آیاحاضربه تبادل لینک هستید؟؟؟>>>4>>>>اس ام اس های جدیدوزیبای خودتونوبه این شماره(09132802776)بفرستیدتابانام خودتون ویا شماره ی شمادردیدهزاران نفرقراربگیره

e30_9vin@yahoo.com

خدایا...من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم وتو چون خود نداری
منوی اصلی
» صفحه نخست
» پست الکترونیک
» آرشیو وبلاگ
» عناوین مطالب
» طراح قالب

موضوعات مطالب
محاسبه طول عمرشما
13روش امنیت دریاهو
چندتاخطای چشم توپ
:: دوربین های زنده دنیا::
بازی شکار در جنگل آنلاین
ديكشنري آنلاين
تعبیرخوابهای شما
سيرتکامل دختروپسرایرونی
ترفنداطلاع ازتماس تلفنی
آموزش دختربازی وپسربازی
حذف وتغییرپسوردIDیاهو
فلش توپ چت دختروپسر
یک فلش خنده دارفوتبالی
یک فلش بسیاربسیار زیبا
شبکه های تلوزیونی زنده
فلش عکسبرداری بامانیتور
خصوصیات شماازروی رنگ
افزایش بی نظیرسرعتxp
داشتن Gmail بدون دعوتنامه
آیامیدانستید؟!!(جالــبه)1
آیامیدانستید؟!!(جالــبه)2
ابزارهای مفیــدگوگل
شبکه های جدیدماهواره ای
نرم افزاردیوان حافظ شیرازی
نرم افـــزارربــاعیات خیــام
::::تست هوش::::
سنجیدن میزان درصدفضولی
بيش از ۱5۰۰ ضرب المثل
بیش از200ترفندبه دردبخور
کشفیات جالب کشــورها
چرامردزودتراززن می میرد؟
زندگينامه ی شادمهرعقيلي
مردی که دوقلوزاییدباعکس
بیوگرافی هنرمندان خارجی
کارای اسرائيل برضداسلام
>>زن ومشروطه(علمی)<<
زندگینامه سياوش قميشی
••••اسفنديار رويين تن ••••
زندگینامه+pic ريکی مارتين
زندگینامه وعکس از انریکو
زندگینامه وعکس ازشکيرا
زندگینامه وعکس از تام کروز
زندگینامه+pic آنجليناجولي
زندگینامه وعکس ازبردپيت
pic ازآنجلیاودخترش+پیت
••••••••ترين ها••••••••
ابو ريحان عجايب المخلوقات
مطالب قبلی
تبلیغات بنر

آموزش آرایشگری

دستبند چرمی مارک دار

جستجو
پشتیبانی




تبلیغات

محبوب ترین محصولات وب (برای دیدن توضیحات بیشتر روی عکس کلیک کنید)

ابوریحان بیرونی

پیرمرد رو به سوی غرب داشت. شاید کمی با تمسخر نگاه می کرد. آنگاه دستانش را با صلابت بالا برد و چشم ها را بست. چهار کره بر گِرد سرش پدیدار شد. عطارد بود و بهرام و برجیس و کیوان. پیرمرد لبخند زد. چهار کره شروع به چرخیدن کردند. پیرمرد خورشید و زمین را در نظر مجسم کرد. زمین دور خورشید چرخید. چرخید و باز هم چرخید. سالیان دراز گذشت. پیرمرد از حرکت باز ایستاد و ثابت ماند. به عصر ارتباطات وارد شده بود. عصر تکنولوژی. عصر صنعت و دهکده جهانی. پیرمرد خشکش زد. گویی از سنگ بود. با طلوع صبح دم، مردمان خواب آلود ابوریحان بیرونی را در ضلع جنوب شرقی پارک لاله مشاهده کردند. پیرمردی که با تمسخر به تکنولوژی غرب می نگریست و چهار کره را بر سرش می چرخانید. وقت مشاهده تمام شده بود. مردم خواب آلود به سر کار های خود شتافتند. پیرمرد همچنان به غرب می نگریست و در ذهن زیبایش از پس قرون و اعصار، صفحات عصر طلایی علم ایران را ورق می زد. به یاد آورد...

***

در قرن چهار و پنج هجری، زمانی که نابغه بزرگ جهان علم، ابوریحان بیرونی در سال 362 هجری قمری پا به جهان گذاشت، شهر جرجانیه مرکز تجمع بزرگان علم و ادب ایران زمین بود. ابونصر منصور بن علی، کسی که سالها در محضر ابوالوفاء بوژگانی شاگردی کرده بود و معرفت آموخته بود، تعلیم ابوریحان را در شهر کاث بر عهده گرفت و به او مطالب بسیاری در ریاضیات آموخت. ثمره این دانش آموزی ها مردی را پدید آورد که در وصفش گفتند: دانشی نبوده که بیرونی در روزگار خود در آن کارورزی نکرده یا به نگاه کارشناسانه در آن ننگریسته باشد.

بیرونی در محضر استادی نظیر عبدالصمد حکیم، حکمت و علوم عقلی را آموخت و در حالیکه تنها بیست و هفت ساله بود، آثار الباقیه را تالیف کرد. سالها می گذشت و او چون تشنه لبی از چشمه جوشان علم می نوشید. قرن سوم هجری به پایان رسیده بود و هشت سال از شروع سده چهارم می گذشت که خوارزم به آتش قهر محمود غزنوی سوخت. کتابخانه عظیم خوارزم به آتش کشیده شد و بسیاری از رجال علم کشته شدند. ابوریحان و عبدالصمد حکیم به اسارت گرفته شدند و محمود، آنها را با خود به غزنین برد. ابوریحان در شرف اعدام بود که با وساطت خواجه میمندی از مرگ گریخت و به عنوان یک زندانی سیاسی با محمود غزنوی به غزنین رفت. او به مدت شش ماه در قلعه شهر نندنه محبوس بود و در آنجا آزمایش های رصدی خود را کامل کرد.

***

پیرمرد باز هم به گذشته اندیشید. سلطان ظالم عصر غزنوی. سلطان محمود. خاطره ای به یاد آورد...
... قصر سرسبز سلطان محمود از طراوت بهار جلا یافته بود. سر سبزی باغ، سلطان را سر شوق آورده بود و او را به سوی خود می خواند. تصمیم گرفت که به داخل باغ برود. ناگهان منصرف شد و تصمیمی گرفت. به چهار در خروجی عمارت نظری افکند. سپس رو به ابوریحان کرد و گفت: ای حکیم دانشمند که در علم و حکمت یکه تازی. اندیشه و استشاره کن و بگو ما از کدامین یک از این چهار در بیرون خواهیم رفت. آنگاه روی کاغذی بنویس و در زیر تخت من قرار بده.

ابوریحان در چهره سلطان نگریست. خنده شومی گوشه لب سلطان بود. بیرونی اسطرلاب خواست. ارتفاع گرفت و محاسبه کرد. چندی که تعقل کرد روی کاغذ چیزی نوشت و در زیر تخت سلطان قرار داد.

محمود به یکباره بر خواست و دستور داد تا با بیل و تیشه بر دیوار عمارت شکافی بازکنند و از باغ خارج شد. آنگاه گفت: کاغذ را بیاورید. سلطان محمود کاغذ را خواند. بیرونی این طور پیش بینی کرده بود: (( از این چهار در از هیچ یک بیرون نشود، بر دیوار مشرق دری بکنند و از آن در بیرون شود!))

سلطان محمود برآشفت. از خشم تیره شد و فریاد کشید. آنگاه دستور داد تا ابوریحان را از بالای عمارت باغ به پایین پرتاب کنند.
خواجه حسن به فراست دریافت که شفاعت کردن در آن لحظه موثر نخواهد بود. بنابراین دستور داد تا در پایین عمارت دام نرمی قرار دهند. ابوریحان به پایین پرتاب شد و به لطف نرمی دام، از مرگ گریخت.

سلطان پس از چند روز از کشتن ابوریحان پشیمان شد. خواجه حسن میمندی شرح حال رفته را بازگفت. بار دیگر ابوریحان در نزد سلطان محمود حاضر شد. این بار بر چهره سلطان شادی نشسته بود و بر چهره ابوریحان بی تفاوتی. محمود گفت: ای ابوریحان! آیا از این که قرار بود از بام عمارت به پایین بیفتی و جان به در ببری نیز خبر داشتی؟

ابوریحان گفت: آری ای امیر.

سلطان محمود دلیل خواست. ابوریحان باز گفت: تقویم روزانه ام گواه است. و تقویم را به محمود نشان داد. سلطان در احکام آن روز ابوریحان این گونه خواند: (( مرا از جای بلندی بیندازند، ولیکن به سلامت بزمین آیم و تندرست برخیزم!))

سلطان محمود باز دیگر خشمگین شد و دستور داد تا ابوریحان را به زندان بیاندازند. ابوریحان شش ماه در حبس بود و بار دیگر به وساطت خواجه حسن میمندی آزاد شد...

پیرمرد روزهای زندان ِ سلطان محمود را به یاد آورد. چه سالهای سختی را پشت سر گذاشته بود. سالهایی که حق بازگشت به موطن خویش، خوارزم را نداشت.

ابوریحان در سال 418 هجری قمری زمانسنج ویژه ای را بر پایه نظام خورشیدی برای مسجد جامع غزنین ساخت و در همان سال با ملاقات سیاحان چینی در دربار سلطان محمود اطلاعات مفیدی از ایشان کسب کرد. ابوریحان بیرونی به واسطه سفرهای پیاپی اش به هند در ملازمت سلطان محمود، زبان سانسکریت را آموخت و در باره هندوان دانش های بسیاری کسب کرد و سرانجام در سال 424 هجری قمری، شاهکاری به نام تحقیق ماللهند را تالیف نمود.

... پیرمرد به یاد عالمان هم عصر خویش افتاد. ابن هیثم بصری را به یاد آورد که با او در هندسه بحث کرده بود. سپس به یاد ابن سینا افتاد و مناظره معروفش با شیخ الرئیس را به یاد آورد. ابوریحان از فلسفه یونانی و ارسطویی پرسیده بود و ابن سینا پاسخ گفته بود. صحبت آن دو به سکون ارض و میل اجسام به مرکز زمین و امتناع خلاء و ابطال جزء لایتجزی و تناهی ابعاد و ... هم کشیده بود و به اعتراض ابوریحان بر پاسخ های ابن سینا انجامیده بود. پیرمرد، حالا که به گفتگوهایش با ابن سینا فکر می کرد، افسوس لحظات گذشته را می خورد... این قافله عمر عجب می گذرد!

عمر سلطان پیر به پایان می رسید. بوی وطن، مشام ابوریحان را عطرآگین می کرد. در عصر سلطان مسعود، ابوریحان اجازه رجعت به دیار خود را دریافت کرد و پس از 13 سال دوباره خوارزم را دید و تاریخ آن جا را نوشت.

در بازگشت به غزنین و در سال 423 هجری قمری، بیرونی تالیف کتاب اقانون مسعودی را به اتمام رساند و به سلطان مسعود تقدیم کرد. ارزش این کتاب تا حدی بود که آنرا تا حد مقایسه با المجسطی بطلمیوس بالا برد. این کتاب دایره المعارف کاملی در نجوم به شمار می رفت، همان طور که قانون الطب شیخ الرئیس ابوعلی سینا دایره المعارف پزشکی بود. ابوریحان، پیلواری را که سلطان مسعود برای قدردانی از قانون مسعودی برایش فرستاده بود را باز فرستاد. علاوه بر آن، ابوریحان بر تالیف التفهیم را در نجوم و نیز الجماهر را در شناخت گوهر ها و کانی شناسی همت گماشت.

ابوریحان در محاسبات خویش از نوعی ترازوی ویژه استفاده می کرد که پدربزرگ ماشین حساب های امروزی محسوب می شود. مسائلی را که او در ریاضیات پایه گذاشت، شالوده طرح اعمال و راه حل ها توسط حکیم عمر خیام نیشابوری شد و در قرن هفت از این دو به خواجه نصیرالدین طوسی انتقال یافت. ابوریحان عدد پی را محاسبه کرد، محیط زمین را اندازه گیری نمود، موقعیت ستارگان را با اسطرلاب بدست آورد و کره جغرافیایی ساخت.

سال 440 هجری قمری فرار سیده است. مردی که به جز در نوروز و مهرگان دست از کار نمی کشید اینک در بستر بیماری افتاده است. نفس های آخر بزرگ مرد علم و حکمت فرار سیده است. علی بن عیسی الولواجی به دیدن او آمده است. ابوریحان به یاد مسئله ای می افتد: ای شیخ! حساب جدات ثمانیه را که وقتی به من گفتی بازگوی که چگونه بود؟!

شیخ گفت: ای حکیم بزرگوار. اکنون چه جای این سوال است؟
ابوریحان می گوید: کدامیک از این دو امر بهتر است؟ بدانم و بمیرم یا ندانم و نادان درگذرم؟
شیخ مسئله را بازگفت و از حضور ابوریحان مرخص شد. چندی دور نشده بود که صدای شیون و زاری از خانه او بلند شد... ابوریحان بیرونی در گذشت.

***

پیرمرد، همچنان پرصلابت، چهار کُره را بر گرد سر خود می چرخاند و به غرب می نگریست. لبخندی بر گوشه لبش روان بود. شب فرا رسیده بود و مردم شتابان از جلوی مجسمه سنگی ابوریحان می گذشتند تا به خانه برسند و ابوریحان بیرونی، چشم انتظار صبح صادق دیگری بود.

نوشته شده توسط اسی در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 14:38 |

مسلمان های جهان

ا %20 ازتمام انسان های جهان را مسلمان تشکیل می دهد. این تعداد مساوی است با 1.3 ملیارد که اکثریت در آسیا زندگی می کنند. جدول زیر اقامت مسلمان ها را در جهان نشان می دهد. مم
  تعداد در ملیون

نام کشور

  858,0
329,8
31,8
4,5
1,7
0,3

آسیا
آفریقا
اروپا
آمریکای شمالی
آمریکای لاتین
اقیانوس

Source: The Swedish Dayly Magazine
     
 

تولید فلم

آمریکا سالانه بزرگ ترین مبلغ را، نسبت به سایر کشورهای که فلم تولید می کنند، در تولید فلم مصرف می کند. کشورهای که فلم تولید می کنند
  نام کشور ملیون دالر  
1 USA 14,661  
2 Japan 1,292  
3 England 852  
4 France 813  
5 Germany 687  
6 Spanian 304  
7 Italia 247  
8 India 192  
9 South Korea 134  
10 Canada 133  
Sourec: www.mapsofworld  
       

مشهور ترین مترو

پنج مشهور ترین مترو « قطار زیرزمینی» در جهان که بالاترین تعداد مسافر را در طی سال 2002 میلادی حمل و نقل کرده اند

نام مترو سال تهداب گزاری یا تکمل شدن تعداد مسافر به حساب ملیارد
Masco 1935 3,3 billion
Tokyo 1927 2,6 billion
Seoul 1974 2,2 billion
Mexico By 1969 1,4 billion
New York 1904 1,4 billion
Source: Inforplease, MTA
 

وابستگان دین در جهان: م

پیروان دین به حساب ملیون  
Christian: 2.050  
Islam: 1.240  
Hnduisme: 836  
Dudisme: 367  
Sikisme: 24  
Jewess: 15  
     
Source: Top 10 of everything/www.islaam.com
     

 اولمپیک سال 2004  در اتالیا

تخنیک های بکار رفته در بازی اولمپیک سال 2004 در شهر آتین یونان

10000 کامپیوتر، هم کامپیوتردستی وهم میزی

2000 پایه فکس و کاپی مشین

450 عدد « سرویر»، جایی که صفحات وجمله موادکار رفته درانترنیت را در آن میگذارد

36000 پایه تیلفون

9000 رادیو ارتباطی

2400 انترانیت ترمینال

3850 کارگر « متخصص» از 35 کشورمختلف

 یکی از روزنامه های دنمارکیAtos Origin منبع:

 

تفاوت های جسمی میان شرکت کنندگان بازیگر در اولمپیک امسال2004  ممم 

در یک مسابقه دویش 800 متری میان زنان، یک زن از روسیه به بلندی 214 سانتی متر و زنی دیگری به بلندی 130 سانتی متر شرکت کرده بودند. همزمان در یک مسابقه « باسکیت بال» که میان مردان اجرا می شد، مردی از چین به بلندی 226 سانتی متر و مردی دیگری از مالیزیا به بلندی 138 سانتی متر با هم مسابقه می کردند

ده بهترین دانشگاه در جهان

بر اساس تحقیق تعدادی از محققین چینایی، ده بهترین دانشگاه در جهان قرار ذیل اند:

  1. Harvard University, USA

  2. Stanford University, USA

  3. California Institute of Technology (Caltech), USA

  4. University of California, USA

  5. University of Cambridge, UK

  6. Massachusetts Institute of Technology (MIT), USA

  7. Princeton University, USA

  8. Yale University, USA

  9. University of Oxford, UK

  10. Columbia University, USA

Source: TT  
     
 
-  

سالخوده ترین انسان در جهان

  -
- - -
-

صدوشانزد

116 Hanna Barys

در روز چار شنبه 5 می 2004 یک زن روسی در روسیه بنام

همین جشن تولدش را برگذار کرد. قبل از این یک زن دیگر در جاپان بنام کماتو هانگو 

 
 

 «هانه باریس» 116   در نهم مارچ سال 1934 میلادی شخص فضانورد روسی بنام « یوری گاگارین» چشم به جهان گشود. وی اولین انسانی بود که در کره مهتاب سفر کرد

آمار گیری پایین کشور های را نشان میدهد که بیشترین تجربه فضا نوردی را کرده اند

-
Name of Land Number of days
USSR/Russia 15,807
USA 8,509
France 385
Kasakhstan 350
Germany 310
Canada 123
Japan 88
Italia 76
Schweiz 43
South Africa 25
Sourse: Infoplease, top 10 of everything
-  

شلوغ ترین میدان هوایی جهان

  -
- - -
-

در نهم مارچ سال 1934 میلادی شخص فضانورد روسی بنام « یوری گاگارین» چشم به جهان گشود. وی اولین انسانی بود که در کره مهتاب سفر کرد

آمار گیری پایین کشور های را نشان میدهد که بیشترین تجربه فضا نوردی را کرده اند

-
Name of Land Number of days
USSR/Russia 15,807
USA 8,509
France 385
Kasakhstan 350
Germany 310
Canada 123
Japan 88
Italia 76
Schweiz 43
South Africa 25
Sourse: Infoplease, top 10 of everything
-  

کشورهای که بیشترین تجربه فضانوردی را دارند

  -
- - -
-

در نهم مارچ سال 1934 میلادی شخص فضانورد روسی بنام « یوری گاگارین» چشم به جهان گشود. وی اولین انسانی بود که در کره مهتاب سفر کرد

آمار گیری پایین کشور های را نشان میدهد که بیشترین تجربه فضا نوردی را کرده اند

-
Name of Land Number of days
USSR/Russia 15,807
USA 8,509
France 385
Kasakhstan 350
Germany 310
Canada 123
Japan 88
Italia 76
Schweiz 43
South Africa 25
Sourse: Infoplease, top 10 of everything
-  

بالا ترین آمار بیرنوشیدن

  -
- - -
-

مردم چیک بیشترین «بیر» را مینوشند. آمارگیری زیر بزرگ ترین بیر نوشان را در جهان نشان میدهد

-
Name of Land Liter per person
Republic of Czech 158,1
Irland 150,8
Germany 123,1
Austeria 106,9
Luxembourg 100,9
Denmark 98,6
Belgiem 98,0
England 97,1
Australia 93,0
Slovak 86,4
Sourse: Reuters
-  

درازترین تونل های زیردریایی جهان

  -
- - -
-

در ششم فبروری سال 1964، انگلستان و فرانسه تصمیم می گیرند تا تونلی را در زیر رودخانه انگلستان، که این کشور را با فرانسه ملحق می کند، بسازند. در این جا در باره این تونل  وچندین تونل دیگر که از جمله درازترین تونل های جهان بحساب می آیند، می نویسیم
 

-
Name of Tunnels & Place Length of Tunnel in Metres
Seikan in Japan 53.850
Canaltunnel - Eng/France 50.450
Dai-Shimizu - Japan 22.221
Shin-Kanmon - Japan 18.680
Tokyo Bay Aqualine - Japan 9.583
Sourse: BBC, Top 10 of everything
 
-  

بالاترین آمار اعدام

  -
- - -
-

طبق گذارش امنیستی انترنیشنل، کشورسینگاپور یگانه کشوری است در جهان که به تناسب نفوس شان بیشترین عمل اعدام را انجام می دهد. در این باره آمارگیریی صورت گرفته به شرح زیر: ششم
 

-
Name of land Number of Extinction per million
Singapore 13,57
Saudi-Arabian 4,65
White Russian 3,20
Sierra Lone 2,84
Kirgisistan 2,80
Jorden 2,12
China 2,01
Published by: Copenhagen Local News Paper (Metro Express)
 
-  

خانم های شکا کی

  -
- - -
-

طبق یک آمارگیری تقریبا % 50 خانم ها در تمام جهان براساس شکی که بالای مردان شان دارند، میخواهند جیب آنها را تلاشی نمایند

-
The woman, who admit to In percent
Check their partner's SMS 47%
Check their partner's Pocket 46%
Check their partner's Bill of mobile phone 27%
Tailling their partner 10%
Source:Ananova
Copyright©2003 HIB-www.hazarapress.com. Protected by Copyright Laws: 10. september 2005 13:20.

 


نوشته شده توسط اسی در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 14:37 |

لازم به ذكر است برد پيت اكتبر 2004 پس از چهار سال و نيم زندگي مشترك با جنيفرانيستون از وي جدا شد و با جولي ازدواج كرد که حاصل اين ازدواج دختر کوچولو‌ئيست که در عکسهاي زير مي‌بينيد...




اين همه چند تا Wallpaper از اين دو هنرمند که تقديم ميشه به شما
براي ذخيره کردن
Wallpaperها، روي عکيها کليک راست کنيد و Save Target as
رو بزنيد



 


 


 


 


نوشته شده توسط اسی در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 14:30 |

مبارک ریپل(shakira Isabel mebarak Ripoll) در روز چهارشنبه  (Barranquilla) در دوم فوریه  1977  در کلمبیا به دنیا امده است

شکیرا در یک خانواده فقیر متولد شده، پدرش جواهر ساز و نویسنده است، در دوران مدرسه عضو گروه کر مدرسه بوده و به خاطر اینکه خیلی بلند وقوی می خونده  از گروه اخراج شده. اون با آلبوم  Magia که در  13سالگی خونده بود تونست برای فستیوال OTI اسپانیا انتخاب بشه، اما به دلیل سن کمش، بهش اجازه شرکت در فستیوال رو ندادند، که بعد از اون با آلبوم  Peligro تونست انتقام سختی ازشون بگیره.  یکبار هم توسط دولت کلمبیا مورد تقدیر قرار گرفته و تونسته مجوز ملاقات رسمی با پاپ رو در واتیکان به دست بیاره. معنی اسمش رو هم که حتماً خودتون اطلاع دارید، شکیرا (بر وزن فعیلا) در زبان عربی به معنی "زیبا و خوش اندام". در ضمن اون علاوه بر زبان مادریش یعنی لاتین،به زبان های اسپانیایی و انگلیسی کاملاً مسلطه و با زبانهای عربی- ایتالیایی و حتی فارسی!!! آشنایی داره.

 شکیرا ازهمان دوران بچگی به موسیقی و سرودن شعر علاقه زیادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولین شعرخود را سرود ودر یازده سالگی گیتار نواخت.

در سیزده سالگی برای انتشار البوم جادو (magia) که شامل ترانه هایی بود که او در سنین هشت تا سیزده سالگی سروده بود قرار دادی با شرکت (sony musik Colombia) امضاء کرد.

 او پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان تصمیم گرفت زندگی خود را وقف موسیقی کند به این ترتیب چندی بعد البوم دوم خود  (peligro) یاهمان خطر(danger) را ضبط کرد.

پس از این البوم(pies descalzos)یاهمان پاهای برهنه (bare feet) را به بازار عرضه کرد. این البوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکیرا بود. به جرات می توان گفت که این البوم با فروش چهار میلیون کپی درهشت کشور جهان نام شکیرا را به عنوان یک خواننده و اهنگساز توانای (pop-rock)بر سر زبان ها انداخت و بدین ترتیب بود که البوم بعدی او  (donde estan los ladrones) به بازار های امریکا راه یافت.
شکیرا در جایی درباره نوع موسیقی خود می گوید من اگر چه یک کلمبیایی بودم ولی به گروه هایی نظیر
led zeppelin the care---the police---the beatles وnirvana علاقه داشتم و با وجود این علاقه زیادی به موسیقی  rock داشتم به علت اینکه اصلیتی لبنانی دارم به موسیقی عربی نیز علاقه پیدا کردم و در واقع اهنگ هایی که من می سازم ترکیبی از موسیقی(pop-rock وعربی) است.

اولین البوم شکیرا به زبان انگلیسی(laundry service) سرویس لباسشویی است که در سال  2001  به بازار امد.در ابتدا او خود علاقه زیادی به خواندن به زبان انگلیسی را نداشت اگر چه به اندازه کافی به این زبان تسلط داشت اما ترجیح می داد تا اسپانیایی بخواند.تا زمانی که او با امیلیو وگلوریا استفان همکاری می کرد این دو نفر او را قانع کردند تا به زبان انگلیسی نیز بخواند. و از این رو او اولین اهنگ خود را به زبان انگلیسی نوشت که این ترانه با نام اعتراض
(
objectron) در البوم سرویس لباسشویی جای گرفت.

جدید ترین البوم شکیرا که به بازار امده است وقرار است به بازار راه یابد در سال  2005با نام های  (fijacion oral vol 1)به زبان اسپانیایی است که به بازار امده است والبوم(oral fixation 2)که به زبان انگلیسی است وقرار است به زودی به بازار راه یابد.البوم  (fijacion oral vol 1)در سه هفته اول به فروش 1800000رسید که من امید وارم که البوم  (oral fixation 2) به زبان انگلیسی که قرار است(November 28 and 29 یا همان 8و7ماه اذر)به بازار راه یابد. 


نوشته شده توسط اسی در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 14:27 |

 

برد پيت

نام اصلی : /Willam Bradly pitt وزن / 72kg قد : .183cm
برد پيت متولد 18 دسامبر 1963 در اوکلاهاما مي باشد. برد تحصيلات ابتدايي خود رادر مدرسه"مان" در"اسپرينگ فيلد" گذراند. اولين حضور اجتماعي او مربوط به گروه کليساي"ساوت هون" بود که در نمايشهاي کيسا به نقشهاي فرعي بسنده مي کرد. اما او هم شانسهاي پياپي براي ستاره شدن بدست آورد. يکي از دوستان هم کلاسي او در مدرسه بازيگري از او خواست که در امتحان هنرپيشگي وي براي يک نقش تلويزيوني او را همراهي کند و نقش مقابلش را بازي کند. در کش و قوس يک سري اتفاقات او به جاي دوستش قبول شد و در طي چند ماه بعد او نقش هاي کوچک گوناگوني را در سريال هاي مختلف تلوزيوني بازي کرد. 

در سال 1991 قرار بود ويليامبالدوين در نقش جي.دي در فيلم"تلما و لوييز" ظاهر شود. اما اين نقش را بخاطر درگير بودن در يک فيلم ديگر نپذيرفت و برد بجاي او انتخاب شد تا اولين درخشش خود را در هاليوود شاهد باشد. حضور کوچک اما تحسين برانگيز او در اين فيلم به نقش يک جوان جذاب و زيبا تئکه همگان را جلب کرد. ويليام بالدوين در اين مورد مي گويد: بزرگترين اشتباه زندگي هنري او رد کردن پيشنهاد بازي در اين فيلم بوده و از اين بابت سرزنش هاي زيادي را از طرف برادربزگش (آلک بالدوين) شنيده است و ادامه ميدهد که بعد از پي بردن به اشتباهش در صدد گرفتن اين نقش برآمده ولي چه فايده که ديگر آن نقش به جواني خوش چهره داده شده بود. البته لازم به ذکر است که اولين نقش سينماي بردپيت در فيلم "نيمه تاريک خورشيد" در سال 1988 بوده که در نقش يک بيمار پوستي ظاهر شده است. او در اين فيلم تا دقيقه 30با داشتن ماسکي بر چهره ظاهر شده و بيننده را منطظر ديدن جهره خود مي گذارد و در نهايت  قبل از آنکه صبر بيننده لبريز شود ماسک از صورت برداشته و بينندگان با چهره جوان و بسيار جذاب او آشنا مي شوند.

در سالهاي بعد فيلم"جاني سود" به کارگرداني تام سيسيليو و"تماس" در کنار اليزابن مک  گاون و نيمه انيميشن "دنياي جالب" اعتبار زيادي را براي او کسب نکرد ولي با درخشش در فيلم "رودخانه به آنطرف مي رود به کارگرداني رابرت ردرفورد در نقش يک جوان ماهيگير و  ماجرا جو به اوج رسيد.

رابرت ردرفورد بعدها مي گفت که به خاطر شباهت چهره برد با خود، او را انتخاب کرد ولي با ديدن بسيار عالي او از انتخاب او بسيار رازي و خشنود بوده است.
اما نقش آفريني برد پيت در فيلم "مصاحبه با خون آشام" براي او بسيار سخت بود و باز ي در نقش يک خون آشام افسرده روي روحيه او اثر منفي گذاشت. فکر خودکشي دايم آزارش مي داد و او شيوه اي را که نقشش از اين فيلم وارد ضمير ناخودآگاهش کرده بود را دوست نداشت.

در اين فيلم اختلافات عميقي بين دو هنرپيشه اصلي فيلم وجود داشت. خلق و قوي و رفتار خونسرد و بي تفاوت برد پيت با شيوه قانونمند و وسواسي تام کروز که در تضاد و کشمکش بود و اين دو بازيگر همانگونه که در فيبم با هم روبرو مي شدند در پشت صحنه نيز با هم اختلاف داشتند. مشکلات ديگر بخاطر رقابت دو بازيگر بود. ضمن اينکه گفته مي شود که تام کروز کفشهايي با پاشنه بلند بر پاي داشت تا هم قد حريف 183 سانتيمتري خود شود.

مشکل ديگر اين فيلم بخاطر انتقلدلت نويسنده فيلم(رايس) بود که از انتخاب بازيگران ناراضي بود و بيان مي کرد که انتخاب تام کروز و برد پيت در کنار هم همانند بازي گرفتن از هاک بري فينو تام ساير در مقابل هم است . البته بعد ها خود رايس از فيلم دفاع کرد. بردپيت نيز از مشکلات بوجود آمده در پشت صحنه بسيار ناراحت بود و دايما خود را ملامت مي کرد. او اظهار کرد که اين مشکلات نتيجه روش اشتباه خود او بوده است. او گفت که به تام کروز احترام مي گذارد و بيشتر تنشها هم بخاطر شخصيتهايي بوده که آنها ايفاگر آن بودند.
تام کروز نيز از کار برد پيت تعريف کرده ولي بيان کرده است که ديگر حاضر نيست با او همبازي شود.

با تمام اين مشکلات اين فيلم يک موفقيت چشم گير براي برد پيت بودو بسياري از منتقدان  قدرت فيلم را در بازي بدون نقص برد پيت بيان کردند.
تلاشهاي بعدي او، موفقيت برد پيت را به عنوان يک ستاره پول ساز در سينما تثبيت کرد.

سال 1994 برد پيت با بازي در ملودرام "افسانه هاي خزان"در کنار آنتوني هاپکينز در نقش  يک قهرمان رمانتيک با موهاي طلايي بلند که علاقه ي زيادي به انجام حرکات خود خواهانه و فداکادانه دارد، به اوج رسيد. برد پيت بعد از اين فيلم اعلام کرد که در اين فيلم  آنقدر از آنتوني هاپکينز تجربه کسب کرده است که او را استاد مسلم خود مي داند. او بعد از اين فيلم در نقش يک کاراگاه جوان و خونسرد که درگير پرونده قتلهاي زنجيره اي است، در فيلم "هفت" ظاهر شد و با بازي قابل قبول در کنار ستاره اي همچون کوين اسپيسي به محبوبيت خود افزود.

فيلم هفت توانست دوباره توجه همگان را به برد پيت جلب کند و بار ديگر مهارت خود را در بازيگري  به اثبات رساند. همچنين اين فيلم باعث آشنايي او با بازيگر هم تايش يعني گووينت پالترو که در آن زمان بازيگر گمنامي بود، شد. آنها که دو سال و نيم با هم رابطه داشتند و همگان آنها را به عنوانيک زوج عالي هاليوودي قلمداد مي کردند در سال 1997 درست بعد از گذشتن 7 ماه از نامزديشان به دليل نامعلومي از هم جدا شدند.

در همان سال برد پيت در نقش يک بيمار رواني در تريلر روانشناختي تريگيليام يعني فيلم  "دوازده ميمون" ظاهر شد و جايزه گلدن کلاپ را براي بهترين بازيگر نقش دوم را از آن خود کرد. سپس در فيلم "خوابگردها" در کنار بازيگراني چون رابرت دنيرو و ئاستين هافمن ظاهر شد و سپس در فيلم "متعلق به شيطان" در کنار هريسون فورد بازي کرد.

برد پيت در سال 1997 به آرژانتين رفت تا در پروژه بلند مدت "هفت سال در تبت" ظاهر شود که بعدا اين فيلم با نقدها . اظهارنظرهاي عجيبي همراه شد.
فيلم بعدي او "با جوبلک ملاقات کن" با زماني بيش از 3 ساعم ساخته شد و برد پيت در کنار استاد خود يعني آنتوني ها پکينز بار ديگر بازي عالي از خود نمايش داد.

برد درسال 1999 پس از يک غيبت کوتاه از هاليوود بار ديگر با کارگردان موفق هاليوود يعني
 ديويد فينچر براي بازي در فيلم "باشگاه مشت زني" همراه شد. اين فيلم با بازي برد و
همچنين ادوارد نورتون براي خالي کردن عقده هاي مردان جوان به تصوير کشيده شد و
محبوبيتي ديگر برد پيت رقم زد.
برد در سال 2001 در يک کمدي جنايي به نام" قا پزني" ساخت کشور انگلستان و به
کارگرداني ريچي ظاهر شد و بنيسيو دل توره در اين فيلم با برد همراه بود.
در همين سال برد پيت در يک کمدي رمانتيک در کنار جوليا رابرتز ظاهر شد که موفق شد.
در اين فيلم با نام "مکزيکي" چهره خوبي از خود به نمايش درآورد. همراهي برد پيت با رابرت ردرفورد در فيلم "جاسوس بازي" از ديگر فيلمهاي برد محسوب مي شود.


 

نوشته شده توسط اسی در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 14:16 |

تام کروز

تام کروز متولد 1962 در سیراکوز نیورک است . درکودکی علاقه داشت کشیش شود . تام تنها پسر از چهار فرزند خانواده ی کولی السفر بود . خانواده اش تقریبا دایما در حال سفر و نقل مکان از شهری به شهر دیگر بودند و همین موضوع سبب شد که تام از دوران کودکی خود تصویر واضح و ثابتی نداشته باشد. پدر و مادرش هم نهایتا از هم جدا شدند و هریک به راه خود رفتند.مادرش پس از مدتی با مردی دیگری ازدواج کرد و به همراه فرزندانش در نیو جرسی ساکن شد . پدر نیز مدتی پس از مدتی در اثر ابتلا به سرطان در گذشت.

تام که مدتی در مدارس مذهبی آمریکا تحصیل کرده بود در نیو جرسی به دبیرستان رفت و در همان دوران آهسته آهسته به هنر هفتم به ویژه بازیگری علاقه مند گردید و برای همین در سن 18 سالگی دبیرستان را ترک کرد و برای رسیدن به آرزوی خود نیوجرسی را به مقصد نیویورک ترک کرد. اولین فیلم خود را در سال 1981 در شرایطی که هنوز 20 سالش نشده بود بازی کرد این فیلم عشق بی پایان نام داشت در فاصله زمانی 1981 تا 1986 کروز در شش فیلم سینمایی ظاهر شد ولی هیچکدام از آنها شاهکار هنری نبود اما همگی به حضور چهره محبوبی چون تام در گیشه با استقبال فراوان روبرو گردیدند و همین امر جایگاه او را به عنوان یک ابر ستاره در سینمای آن دوران هالیوود تثبیت کرد به خصوص فیلم تجارت پر خطر محصول 1983 ساخته پل بریکمن از فیلم هایی بود که بسیار مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت.

در فیلم دور و دورتر تام با نیکول کیدمن همبازی شد این دو در تاریخ 24 دسامبر 1990 با هم ازدواج کردند و یکی از جنجالی ترین زوج های هالیوودی را تشکیل دادند .البته تام قبل از نیکول در سال 1987 با میمی راجرز ازدواج کرده بود که زندگی مشترکشان تا سال 1990 دوام یافت بعد از ازدواج تام و نیکول هر دوی آنها بسیار مورد توجه رسانه ها قرار گرفتند این دو تا سال 2001 به طور مشترک با هم زندگی کردند و در پایان این سال از هم جدا شدند . تام و نیکول در این مدت دوفرزند به نام کانر آنتونی (متولد 1995) و ایزابلا جین (1992) را به فرزند خواندگی قبول کردند که پس از جدایی مسئولیت نگهداری آنها به نیکول سپرده شد.

بعد از جدایی این دو نیز شایعات فراوانی درباره ی آنها و زندگی مشترکشان منتشر گردید . از جمله این که تام به دلیل بچه دار نشدن نیکول از او جدا شده و یا این که تام تمایلی به زندگی با تام نداشته و از همان ابتدا هم به دلیل برخی مسائل حاشیه ای با او ازدواج کرده است.

بعد از نیکول کیدمن با پنلوپه کروز در سال 2001آشنا شد و بعد از سه سال زندگی در ژوین 2004 از وی جدا شد.

تام کروز خود عنوان کرد , که هیچ کدامشان ازدواج دیگری نخواهند داشت و دوستان خوبی برای هم خواهند ماند.

تام برای دریافت جایزه دیوید دی نالتو که همرده اسکار است به ایتالیا رفته بود که در این سفر خود قصد ازدواج خودش را با کیتی هولمز اعلام کرد.

تام برای بازی در نقش اصلی نیو در فیلم ماتریکس انتخاب شده بود اما این نقش در نهایت به کیناریوز رسید.

هرگز به مشروبات الکلی لب نمی زند.

برای بازی در فیلم ماموریت غیر ممکن در مجموع 70 میلیون دلار در آمد کسب کرد.

دارای سه خواهر به نام های ماریان ، لی آنی و کاس است.


نوشته شده توسط اسی در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 14:16 |

آنجلينا جولي

نام : آنجلينا جولي ويت . لقب: آنجي ، زن گربه اي . قد: 173 سانتيمتر
او در تاريخ 4 ژانويه 1975 و در ساعت 9:09 در لس آنجلس متولد و در همانجا بزرگ شد. نام پدرش "جان ويت" ( برنده جايزه آکادمي ) و نام مادرش "مارچلين برتلند" است. همچنين او خواهرزاده "چيپ تايلور " مي باشد. در ضمن "جولي" در زبان فرانسه به معناي "زيبا" است. او در سن 14 سالگي به کار مدلينگ روي آورد و در 16 سالگي از دبيرستان "بورلي هيل" فارغ التحصيل شد.

پس از جدايي والدينش مادرش سرپرستي او را به عهده گرفت . پيش از آنکه براي هميشه در نيويورک ساکن شود به همراه مادر و برادرش به شهرهاي مختلف از جمله لندن نيويورک و لس آنجلس سفر کرده و در ضمن اين مسافرت ها به عنوان يک مدل حرفه اي در شوها شرکت مي کرد .

پس از اقامت در نيويورک وارد آموزشگاه تئاتر لي استارزبرگ و پس از آن دانشگاه نيويورک شد .در همين هنگام بازي در تئاتر را به صورت حرفه اي آغاز کرد .

اين هنرپيشه نوپا به زودي اولين فيلم سينمايي خود را با ايفاي نقش کوچکي در سال 1993 در فيلم Cyborg2 آغاز کرد و به دنبال آن در سال 1995 با بازي در Hacker ها توانست نشان دهد که قابليت هاي هنري فراواني در او وجود دارد .

 

 

با بازي در فيلم Train spotting ساخته جاني لي ميلJonny Lee Miller او رسما" به عنوان يک هنرپيشه هاليوود شناخته شد و همين فيلم نيز سبب آشنايي وي با ميلر و ازدواج کوتاه مدت آنها شد .

پس از مدتي حضور در فيلم هاي متوسط سر انجام جولي توانست با بازي در نقش همسر جورج والاس (Georg Wallace) در فيلم سينمايي تلويزيوني با همين نام در سال 1997 جايزه جهاني گلدن گلاب را ببرد .

با بازي در نقش اول فيلم گيا Gia ساخته شرکت HOB و نامزدي اسکار به عنوان بهترين نقش اول زن جولي تبديل به يک سوپر استار در دنياي هاليوود شد .

به زودي با شرکت در برنامه هاي تلويزيوني و مطبوعات پاسخگوي جزئي ترين مسائل زندگي اش از خالکوبي هاي بدنش گرفته تا موضوعاتي در مورد پدر معروفش و حتي ازدواج کوتاه مدتش شد .
از اين پس آنجلينا نقش هاي بسيار مهمتري در پروژه هاي بزرگتري را پذيرفت.

  در سال 1998 در فيلم بازي با دل Playing by Heart در کنار کادر حرفه‌اي اعم از شون کانري Sean connery- جينا رولندزGena Rowlands - آنتوني ادوارد Anthony Edwards– جيليان اندرسونGillian Anderson  – رايان فيليپRyan Philippe  و مبدلاين استوMadeline Stowe بود حضور يافت.

يکسال بعد با بازي در Pushing tin ساخته مايک نيوال Mike Newell باز هم نام او در کنار بزرگاني همچون جان کوزاکJohn Cusack – بيلي باب تورنتونBilly Bob Thornton – و کيت بلانشتCate Blanchett قرار گرفت.

گر چه فيلم به موفقيت مالي و هنري دست نيافت اما سبب نشد که به نام هنري و حرفه اي جولي که توانسته بود در مدت زمان کوتاهي به آن دست يابد حتي کوچکترين صدمه اي وارد شود.

در سال 2000 براي بهترين نقش مکمل در فيلم دختر از هم گسيخته Girl Interrupted و بازي در نقش يک بيمار روحي بالاخره توانست جايزه اسکار را از آن خود کند. يکسال بعد آنجلينا زندگي مشترک خود با بيلي باب تورنتون را شروع کرد .

در سال 2000 وي به عنوان بانوي صحنه ها برنده جايزه miss world شد اما آن را نپذيرفت . آنجلينا در فيلم هاي فراواني به ايفاي نقش پرداخته است که از جمله ي آنها مي توان به فيلم جنايي سرقت در شصت ثانيه Gone in sixty seconds اشاره کرد .او در اين فيلم در نقش يک سارق اتومبيل همبازي هنرپيشه ي صاحب نامي  همچون نيکلاس کيج است.
هم چنين در فيلم گناه کبيره
Original Sin در نقش عروس بدکاره‌ي کوبان تايکون با بازي آنتونيو باندراسAntonio Banderas ظاهر شده است .

 اگر چه جايزه بانوي شايسته 2000 را نپذيرفت اما در سال 2001 هنگامي که در مهاجم مقبره Tomb Raider و در نقش لارا کرافت Lara Craft که اقتباسي از سري بازي هاي ويدئويي بود ظاهر شد ديگر نمي توانست از قبول اين جايزه امتناع  کند ..

پس از درخشش در مهاجم مقبره:گهواره‌ي زندگي(Tomb Raider: Cradle of life2003) به عنوان بهترين هنر پيشه از سوي بينندگان انتخاب شد .

فيلم زندگي يا چيزي شبيه به آن (Life or something like it 2002) که يک داستان کمدي رمانتيک بود نيز از سوي منتقدان و بينندگان به عنوان يکي از بهترين نقش هاي آنجلينا پذيرفته شد .

در هجدهم جولاي سال 2002 آنجلينا و بيلي باب تورنتون خواستار جدايي از يکديگر شده و ادعا کردند که داراييشان  تا بعد از به فرزندي پذيرفتن کودکي ديگر به هم تعلق نخواهد داشت.

اما اين تصميم شتابزده ي آنها عملي نگشت . در سال 2003  پس از اين اتفاقات آنجلينا در نقش يک دختر ثروتمند در فيلم Beyond Bordres ظاهر شد .

اما سال 2004 به دليل حضور او در فيلم هاي اسکندر بزرگ Alexander the great ساخته ي اليور استون Oliver Stone در نقش مادر اسکندر مقدوني با بازي کولين فارل Colin Farrell و نيز همبازي شدن با برنده ي جايزه ي اسکار جينت پالترو  Gwyneth Paltrow در کاپيتان اسکاي : دنياي فردا Sky captain: The world of tomorrow و هم چنين فيلم گرفتن جانها Taking Lives و بازي در نقش افسرارشد   FBI سال بسيار پر ثمري را گذراند.

سرانجام جولي سال 2004 را با قرض دادن صدايش به شرکت انيميشن سازي  Dream Work در فيلم داستان کوسه  Sharks tale به پايان رساند .
آنجلينا جولي ژانويه ي 2005 را با فيلم آقآ و خانم اسميت آغاز کرد.


جولي  بازيگر 30 ساله هاليود 2 فرزند خوانده دارد. او مادوكس چهار ساله را از كامبوج و زاهارا يك ساله را از اتيوپي به فرزند خواندگي پذيرفت ؛ براد پيت نيز به طور قانوني پدر خوانده آن ها محسوب مي شود

 

کارنامه ي هنري آنجلينا جولي

 

فهماندن نقشه (2006) (‎Atlas Shrugged)

چوپان خوب (2006) (‎The Good Shepherd)

Mr. and Mrs. Smith (2005)    آقا و خانم اسميت

Alexander (2004)   اسکندر

Shark Tale (2004)   داستان کوسه

Sky Captain and the World of Tomorrow (2004)  فرمانده آسمانها

Taking Lives (2004)

Beyond Borders (2003)

Lara Croft Tomb Raider: The Cradle of Life (2003)  تامب ريدر 2

Life or Something Like It (2002)   زندگي و چيزي شبيه آن

Lara Croft: Tomb Raider (2001)  تامب ريدر 

Original Sin (2001)    گناه کبيره 

Gone in 60 Seconds (2000) سرقت در 60 ثانيه

The Bone Collector (1999)   کلکسيونر استخوان

Girl, Interrupted (1999)   دختر از هم گسيخته

Hell's Kitchen (1999)

Playing By Heart (1999)   بازي با قلب

Pushing Tin (1999)

Gia (1998)    جيا

Hell's Kitchen (1998)

George Wallace (1997) جرج والاس

Playing God (1997)

Foxfire (1996)]

 Love Is All There Is (1996)

Mojave Moon (1996)

Hackers (1995)   هکر ها

Without Evidence (1995)

نوشته شده توسط اسی در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 13:54 |

Enrique Iglesias (انريکو)

 


 نام کامل : "Enrique Miguel Iglesias Preysler"

انريکو کوچکترين پسر خوليو ايگلسياس ، معروف ترين خواننده ي اسپانيايي است که البته پدرش اذعان داشته که دوست داشته پسرش هر کار ديگري را پيش مي گرفته تا خوانندگي اگر چه انريکو پسر خوليوي معروف بود اما از همان آغاز رابطه چندان صميمانه اي با پدرش نداشته زيرا او بيشتر وقتش را در خارج از منزل بوده و همچنين انريکو از اينکه مادرش تنها زن زندگي پدرش نيست ناراحت بود و اين شيوه را نمي پسنديده .

انريکو در 8 مي سال 1975 در مادريد اسپانيا به دنيا آمد مادرش که روزنامه نگاري به نام "Isabel Preysler Arstria" بوده که 8 سال پس از تولد انريکو از پدرش جدا شده انريکو در يکي از مصاحبه هايش گفت: وقتي بچه بودم کار را براي مدتي کنار گذاشتم کاري که پدرم هرگز انجام نداد اين بود که از من حمايت نکرد.او همچنين يک خواهر و يک برادر به نام هاي "Julia Jose" و "Chabeli" دارد به اضافه دو برادر ناتني دوقلو و دو خواهر ناتني دوقلو.

پس از اون انريکو با پدرش به ميامي ميان به خاطر عمليات تروريستي که در زادگاهش در اون زمان به وقوع پيوسته بود.او موسيقي را از 13 سالگي شروع کرد و در سال 1991 قدم به دنياي موسيقي گذاشت که تاکنون بيش از 30 ميليون از نسخه هاي آلبوم هايش به فروش رفته و جالب اين است که تنها 7 آلبوم بيرون داده.

انريکوبه 4 زبان انگليسي و اسپانيايي و ايتاليايي و پرتغالي تا حالا خوانده است که ترانه هاي اسپانيايي و انگليسي او بيشتر مورد استقبال بوده، آلبوم "coasas del amor" را در 3 سال به تنهايي ضبط کرده و بدون اينکه خانواده اش بفهمند به بازار داده انريکو مي گويد من هيچ وقت نمي خواستم اينو به خانواده ام بگم چون مورد تمسخر واقع مي شد من براي اون خيلي احترام مي گذاشتم و واقعا خواستارش بودم مثل زماني که مثلا شما داريد شام مي خوريد و به پدرتان مي گوييد من مي خواهم خلبان شوم و او هم در جواب مي گويد حرف اضافي نزن و شامتو بخور من هيچ وقت نمي خواستم اينو بشنوم.

خواندگاني چون لايوئل ريچي در زمان جواني روي او تاثير گذاشته بودند .پس از آن آلبوم vivir" "را به بازار عرضه کرد که برنده ي جايزه ي گرمي شد او حتي موفقيت هاي ديگري را نيز تا سال 99 به چنگ آورد و ترانه هاي ""Bailamos او به صدر صد آهنگ برتر در سپتامبر در انگلستان رسيد.

انريکو تا کنون 116 جايزه پلاتينيوم رکورد و 227 جايزه Gold (بهترين دستاوردهاي هنري) را گرفته.مي توان گفت انريکو مي خواهد رکورد پدرش را بزند پدرش 250 ميليون نسخه از آلبوم هايش را فروخته که انريکو در صدد است اين رکورد را بزند.

انريکو هچنين در فيلم ""Once Upon A Time In Mexico (روزي روزگاري در مکزيک) به کارگرداني رابردت روديگوئز همراه بازيگراني مانند آنتونيو باندراس و جاني دپ شرکت کرده.
انريکو اصلا ساعت به دستش نمي بنده اما مشخص نيست که چرا در يک تبليغ ساعت شرکت کرده و اونو به مشتش بسته همچنين انريکو آدم ولخرجي نيست و عادت به ولخرجي نداره و هميشه پول کمي در جيبش مي گذاره اما معلوم نيست که وقتي با آنا بيرون ميره چقدر پول همرا خودش مي بره!؟!انريکو به کلاه آبي علاقه منده و بين کارتونها هم از باگز باني و پينوکيو خوشش مياد همچنين بهترين هديه کريسمسو سپري کردن اوقات با دوستانش مي دونه و همه جور مجله اي هم مي خونه.

ازدواج:

انريکو ايگلسيس خواننده محبوب اسپانيا يي (من و همه ) با آنا کورنيکو فا تنيسور روسي ازدواج کرد . اين زوج طي مراسمي مخفيانه در پورتو والارتا مکزيکو با يکديگر ازدواج کردند . هيچ کس از اين ازدواج اطلاع نداشت تا اين که آنا خانومش در يک مسابقه تنيس خيريه بدون مقدمه رو به تماشاگران کرد و به آنها اعلام کرد که يک ماهي است که با انريکو ازدواج کرده است. او در حالي که مي خنديد گفت : مي دانم همه شما شوکه شديد . ولي اين تصميم من و انريکو بود . مي خواستيم يک ماه بدون درد سر در کنار هم باشيم و ماه عسل خود را با آرامش برگزار کنيم . بايد بگويم انريکو همسر بي نظيري است و خوشحالم که با او ازدواج کرده ام .

آنا کورنيکوفا تنيسور مشهور روسي در سپتامبر 2002 به خاطر کمردرد از دنياي حرفه اي تنيس خداحافظي کردو اکنون بيشتر در مسابقات خيريه شرکت مي کند . او در يکي از همين مسابقات با انريکو آشنا شد که اين آشنايي پس از مدت کوتاهي منجر به ازدواج شد  


نوشته شده توسط اسی در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 13:46 |

زندگي و آثار ريكي‌مارتين Ricky Martin 

 

 
 ريكي‌مارتين، سوپراستار بين‌المللي خستگي‌ناپذير كه صداي او در پاپ لاتين مانند بمبي منفجر شده است، با ساخت و پخش آثار بسيار در جهان و در نتيجة اجراهاي پرشور و هيجان و ملودي‌هاي موفق يكي از بزرگترين خدايان بسيار جوان موسيقي در آمريكاي لاتين در طول دهة 90 است . زيبايي صورت و صداي دلپسند مارتين به عنوان رهبر خوانندة منودو به او كمك كرد تا ستارة موسيقي لاتين شود. او با كسب تمجيد و ستايش فراوان به خاطر هنر حركتي مكزيكي شايستة بازيگري تشخيص داده شد و با بازي در نمايش‌هاي تلويزيوني آمريكا مانند نمايش بيمارستان عمومي (General Hospital) در نقش ميگوئل‌مورز (Miguel Morez)ـ يك متصدي بار كه در تعطيلات آخر هفته آواز مي‌خواندـ برجسته شد.

ريكي‌مارتين در بيست‌وچهارم دسامبر سال 1971 در سن‌جوئن، پرتوريكو (Son Juan, Puerto Rico) متولد شد و در همان جا تحصيل كرد. در سنين كودكي در نمايش‌هاي مدرسه شركت مي‌كرد و در گروه كُر آواز مي‌خواند. زماني كه شش ساله بود شروع به اجراي نقش در آگهي‌هاي بازرگاني تلويزيون كرد و مدت كوتاهي پس از آن درس‌هاي بازيگري و آواز حرفه‌اي را فرا گرفت كه راه را براي اجرا در منودو(Menudo) هموار كرد و بعد از ياد گرفتن درسهاي ابتدايي موسيقي و تأثيرات اوليه و غيرمعمول از ديويد‌بويي(David Bowie) و چيپ تريك( (Cheap Trick باعث شد كه مادر ريكي، او و برادرانش را به كنسرت سلياكروز (Celia Cruz) ببرد واين اتفاق تأثير عميقي بر وي گذاشت. او اين حادثه را با لبخندي به ياد مي‌آورد: «يك روز مادرم از موسيقي راك خسته شد و گفت: من ديگر نمي‌توانم تحمل كنم. گوش‌هاي ما را پيچاند و ما را به كنسرت سلياكروز برد كه حقيقتاً روي من تأثير گذاشت». ريكي اكنون مي‌گويد: من به همه چيز گوش مي‌كنم من مثل يك اسفنج هستم و در اين دورة پر از خلاقيت احساس مي‌كنم كه بايد رها باشم.

در سال 1984 وقتي كه دوازده ساله بود به طور رسمي عضو منودو ـ يك گروه پاپ محلي ـ شد و براي پنج سال رهبري خوانندگي گروه را بر عهده داشت و به افراد گروه كمك كرد تا تبديل به چهره‌هاي جهاني شوند و با وجود اينكه در اين پنج سال روند فرسايشي را در ثبت آثار سفرهاي خود داشت، به يك باره در سال 1989 رشد غيرمنتظره‌‌اي در منودو كرد و در همان زمان بود كه منودو به اوج موفقيتش رسيد.

مارتين زماني كه دبيرستان را تمام كرد مسير زندگيش را برگزيد و به خانه‌اش در پرتوريكو بازگشت و به اميد دست يافتن به موفقيت‌هايي در تك‌خواني عازم نيويورك شد و چندين ماه را در آرامش سپري كرد. خودش در رابطه با اين تصميمش مي‌گويد: شركت داشتن در يك باند در آغاز كارم و ترك كردن آن پس از مدتي به اين خاطر بود كه مي‌خواستم بازبيني كوچكي بر روي كارهايم داشته باشم. مي‌خواستم كمي، مسئوليت بر عهده بگيرم. احساس خوبي است. وقتي اين احساس وارد موسيقي شود، شما هر چه را كه دوست داري و هر چه را كه از آن لذت مي‌‌بري اجراي كني و اين همان چيزي است كه حضار شنونده منتظر آن هستند، با تمام بي‌ريايي و صميمت و آزادي عمل.

مارتين بعد از يك سال بيكاري و نااميدي در نيويورك رهسپار مكزيك شد و كمي بعد از آن در قالب نقش‌هاي نمايشهاي تلويزيوني پراحساس و كم‌ارزش مكزيكي شركت كرد و در سال 1991 اولين آلبوم خود را با نام خود منتشر كرد كه در آن با روبي‌رزا (Robi Rosa) يكي از افراد گروه منودو كه در بيشتر مسير حركت و فعاليت مارتين با او همكاري داشت، كار كرد. او در اين زمان وقتش رابين نمايش و آهنگ تقسيم مي‌كرد. دو سال بعد، كارش را با جوآن كارلوس كلادرون (Juan Carlos Claderon) ادامه داد و آلبوم مي‌آماراس (Me Amaras) را در سال 1993 ساخت كه موفقيت بزرگ‌تري را براي او به همراه داشت و از او يك سوپراستار در آمريكاي لاتين ساخت. اين پيشرفت باعث شد تا ريكي‌مارتين يك بار ديگر نقل مكان كند. اين بار در سال 1994 به لس‌آنجلس رفت و به ايفاي نقش در نمايش‌هاي پر احساس جنرال هاسپيتال پيوست و تكرار نقش ميگوئل مورز چنان موفق بود كه او را به قالب نقش ديگري در برادوي (Broad Way) رساند و در آنجا نقش مارلو (Marlo) را در لس‌‌يسرابلز( (Les Miserables بازي كرد.

او جنرال هاسپيتال را ترك كرد و به ايفاي همان نقش به مدت يك سال ادامه داد و به خاطر آن جايزه گرفت كه متقارن با زمان دوبلة متن اسپانيايي فيلم انيميشني معروف هركول بود. او در سال 1995 سومين آلبوم خود را با نام ا مديو وايوير (A Medio Vivir) عرضه كرد كه گرايش به راك قويتري در آن به چشم مي‌خورد و تركيبي از سبك لاتيني به همراه رقص فلامنكو (Flamenco) ـ نوعي رقص اسپانيايي ـ و كومبيا (Cumbia) بود. انتشار اين آلبوم نقطة تحولي در آثار ضبط شدة مارتين است كه فروش آن در سراسر جهان به شش‌صد هزار در طول شش ماه رسيد و انتشار دوبارة آن در سال 1997 به موقعيت بهتري دست يافت و به محض اينكه قرارداد يك سالة او با برادوي تمام شد. مارتين شروع به كار بر روي چهارمين آلبوم اسپانيايي خود به نام‌ ولو (Vulve) كرد و در اوايل سال 1998، آن را روانة بازار كرد كه فروش باورنكردني شش ميليون كپي را در جهان تجربه كرد . ريكي‌مارتين در همين وقت همكاري‌هاي ديگري با ستاره‌هايي مثل جون سكادا (Jon Secada) و لوئيز انريكو(Luis Enrique) و خوانندة سوئدي، مجا (Meja) داشت كه بسيار مورد توجه قرار گرفتند. او از سال 1999 راههاي جديدي را با تركيب عناصر پاپ، راك وترس باب كرد . اولين آلبوم پاپ انگليسي زبان كه لقب ريكي‌مارتين را گرفت، پس از دو سال كار بر روي آن در ماه مه 1999 در دسترس عموم قرار گرفت و بزرگترين فروش انفرادي را در تاريخ آثار كلمبيا داشت.

او در سال 2000 آلبوم پرصدا (Sound Loaded) و مجموعة آثار اسپانيايي ديگري را نيز به نام La Historia)) لاهيستوريا در سال 2002 منتشر كرد و آخرين آلبوم ريكي‌مارتين به زبان اسپانيايي با نام لاس آلاماس دل سيلنسيو (Las Alamas Del Silencio) محصول سال 2003 است كه شايد بهترين آلبوم او باشد.
ريكي در حال حاضر صداهاي تركيبي جديد را با نواختن تعداد زيادي آلات ضربتي در آوازهايش امتحان مي‌كند و در شبكة
MTV در حال ساخت آهنگ تصويري از (She Bangs) مي‌باشد و تأكيد مي‌كند كه اين آهنگ تصويري براي معتقدين به آزادي و اعتبار شخصيت ساخته مي‌شود.

ريكي‌مارتين همچنين مؤسسة خيريه‌اي را نيز با نام خود تأسيس كرده است و عضو فعالي در مؤسسة خيرية بيماريهاي كودكان است و طبق خبرگزاري بانكوك مركز تايلند، ستارة پاپ، ريكي‌مارتين از مناطق ويران شدة سونامي (Tsunami) ديدن كرد و از بچه‌هاي مصيبت‌ ديدة بيست‌وششم دسامبر دلجويي به عمل آورده است . ريكي‌مارتين تاكنون بيش از 32 ميليون آلبوم و بيشتر از 8 ميليون آلبوم تك نفره را در سراسر جهان فروخته است و شور و هيجان پاپ لاتين را در تمام دنيا بر سر زبان‌ها انداخته است .
توليد براي مارتين اهميت زيادي دارد و به پايه‌هاي موسيقي او كمك زيادي مي‌كند.

نظر منتقدين DBW دربارة‌ مارتين اين است كه او مطمئناً پيشرفت‌هاي زيادي كرده است. او پرزرق و برق و اجراكنندة پرشور و حركتي است. فروتني و واقع‌بيني او در مصاحبه‌ها باعث شده كه تنفر داشتن از او غيرممكن باشد اما اي كاش به كمك روبي رزا و دسموندچايلد آثار بهتري را توليد مي‌كرد و همه چيز را اختصاص به رقص پاپ (مثل آهنگ Sbake your Bon-Bon كه شايد رنجش‌آورترين آهنگ سال باشد) و استفاده از دستگاههاي تجملي لاتيني مثل ترومپت و گيتار اسپانيايي نمي‌داد. آنها معتقدند كه هيچ كس كاملاً به تبحر مارتين بر روي تعداد رقصهاي متنوع او توجه نكرده است. در حالي‌كه صداي خوبي براي خواندن شعرهاي احساساتي و عشقي ندارد و مارسيلي‌ولز (Maricelly Velez) خبرنگار MTV كه در رقابت بين خبرنگاران اين شبكه جايزه برده است ؛ به عنوان يكي از طرفداران ريكي‌مارتين دربارة‌ او مي‌گويد: من وجود گذشت سالها ريكي هنوز فراموش نكرده است كه از كجا آمده و گاه گاهي كه ضرورت را احساس كند توجه و كمك خود را معطوف پرتوريكو مي‌كند و حضور ر يكي در آگهي‌هاي تبليغاتي پرتوريكو مثال خوبي از روحية بشردوستانة او است براي كمك به ترقي صنعت گردشگري پرتوريكو بعد از مصيبتهاي فراواني كه متحمل شده‌است.


نوشته شده توسط اسی در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 13:46 |

قهوه خانه دم دم های غروب پر از جمعیت بود. دود قلیان و عطر چای که فراگیر می شد نقال از راه می رسید. مثل همیشه اول به سراغ صاحب قهوه خانه می رفت. کلاهش را از سر بر می داشت، گپی می زد، چایی می خورد و استراحت مختصری می کرد. از در قهوه خانه آدم ها به داخل می آمدند، هر یک خسته از کار روزانه، برای نوشیدن یک چای گوارا و احیاناً شنیدن نقل شیرینی از دهان نقال شیرین سخن ِ عهد باستان.

نقال، چایش را که خورد، به عادت معمول به سراغ پرده های نقالی اش رفت. چوبدستش را به زیر بغل زد و پرده ای بیرون کشید و روی صحنه قرار داد. دست هایش را دوبار به هم کوفت و با صدای گیرا گفت:
به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین

نگاهی به حاضرین انداخت. همه در انتظار شنیدن داستان نقال بودند. نقال شیرین سخن زهر داستان این شبش می خواست کام همه را تلخ کند. چقدر تلخ وهولناک است نبردی که پیروزش فقط و فقط اهریمن باشد... نبردی که بلبل را به ناله وادارد. نبردی که دو انسان والا و دو پهلوان گرانقدر را فدای جاه طلبی پادشاهی سیاه دل می کند. نبردی که... آه! هیهات از این نبرد...
نقال شروع کرد: داستان امشب ما اگه گفتی چیه؟ ... داستان مرگ اسفندیار...
همی نالد از مرگ اسفندیار... این که این ور پرده می بینی رستمه... با رخش دلاور زمین و زمان رو بهم می دوزه... این که اون وره اگه گفتی کیه... آی باریکلا اسفندیاره... اسفندیار رویین تن. این تیر دو شعبه که می بینی تیر قضاست که از دست رستم به چشم اسفندیار نشسته...
نقال دوباره عصایش را به زیر بغل زد، دست هایش را دوبار به هم کوبید و ادامه داد...

***

سپهدار لشگر، پشوتن، برادر اسفندیار به سمت مَرکب برادر رویین تن تاخت و گفت: برادر! شتری بر سر راه سیستان نشسته و راه را بر ما بسته است... بر نمی خیزد. چه کنیم؟ برویم یا برگردیم؟!!

سوال پشوتن در نگاه اول بسیار مضحک به نظر می رسید ولی در زیر بار کلماتش شومی سفر اسفندیار را به سیستان، محل زندگی رستم دستان، در هر شنونده القا می کرد.

اسفندیار از پس گفتگوهای درونی دلش به تنگ آمد وفریاد کشید: بکشیدش! شتر را بکشید! ما برای نبرد با رستم دستان به سیستان می رویم... حرف از بازگشت در میان نباشد!!!

مسافرت شومی بود. اسفندیار حتی در هفت خانش برای مبارزه با ارجاسب، در مقابله با اژدها و زن جادوگر و فتح قلعه ارجاسب، هیچ گاه اینگونه نگران طی طریق نکرده بود. با خود کلنجار می رفت: رفتن به سیستان برای چه؟ اسیر کردن رستم دستان برای چه؟ محض اینکه فقط شاه گشتاسب این گونه می خواهد؟... آه از دست تو ای پدر!... اما نه! پدر تنها به یک چیز می اندیشد... برقراری فرمان زرتشت... رستم دستان از پذیرش دین زرتشت سر باز می زند. به آیین مهر پرستی می ماند. پس چرا نباید او را اسیر کرد؟... اسفندیار سعی می کرد خود را به جنگ با رستم راضی کند. اما مگر می شد؟ اسفندیار بر اسب سیاهش می راند و در اندیشه ها دست و پا می زد.

***

نقال پرده را عوض کرد: این که اینجا نشسته رستم دستانه. صبح شده رستم داره آماده صبحانه خوردن می شه... اون که دور تر می بینی ایستاده بهمن پسر اسفندیاره. اومده برای دادن پیغام اسفندیار به جهان پهلوان... می گه: اسفندیار پدرم گفته یا تسلیم شو یا آماده جنگ باش... جنگ!

***

رستم به بازی روزگار خندید. پس از اعلان جنگ از سوی اسفندیار سه گزینه پیش روی رستم می ماند: تسلیم که به منزله نفی روح پهلوانی رستم است، فرار که به غارت بدبختی قوم سیستان می انجامد و در آخر کشتن شاهزاده رویین تن...
اما مگر می شود اسفندیار را کشت؟ نقال با صدای بلند گفت: مرگ اسفندیار!

***

بشنو از زال زر که به دنبال چاره می گرده برای نجات رستم. روز اول جنگ به پایان رسیده و رستم و رخش، زخم خورده از ضربه های کاری اسفندیار، به فردا فکر می کنند. فردا عجب روزیه! یا باید رستم بمیره یا اسفندیار... حالا گوش کن به ادامه داستان تا برات بگم که چی میشه...

***

شب تاریک سیستان غمی سنگین بر دل جهان پهلوان نشاند. از زمانه دلش گرفت. در میان تاریکی قیرگون ناگاه سفیدی پاکی بیرون آمد. مثل نور... زال زر با مو و ریش برفگونش به کنار جهان پهلوان رسید... به آرامی گفت: به چاره ای می اندیشم تا مگر این غائله پایان یابد... هرچند هر چه بجویی در پس این جنگ تیره فقط بدنامی و مرگ و کینه است...
- هیچ وقت خود را این قدر به مرگ نزدیک ندیده بودم پدر!
زال چیزی نگفت. فقط دستی به ریش برفگونش کشید.
- هیچ ضربه ای بر بدنش کارساز نیست. نمی دانم چگونه باید با او طرف شد...
زال این بار گفت: سیمرغ گره گشای کار ماست... باید به نوک کوه برویم. برخیز!

نیمی از شب گذشته بود که رستم و زال و چند تن از دانایان به بالای کوهی رفتند. پیرمرد پاکی آتشدان بیرون آورد و پیرمرد پاک دیگری آتش افروخت. زال زر از میان جامه اش پر سیمرغی بیرون آورد و به میان آتش گذاشت. بوی معطری مشام رستم را نوازش داد. نگاهها به آسمان دوخته شد. ساعتی گذشت... باد شدت گرفت و طوفانی به پا شد. اندکی بعد سیمرغ در کنار رستم و زال و همراهانشان بود. چشمان مرغ افسانه ای به رستم دوخته شد. سیمرغ برای التیام، بالهایش را به زخم های رستم مالید. رستم از اسفندیار گفت، از رویین تنی اش و از این که راه مقابله با او را نمی داند. سیمرغ چشم به آسمان دوخت. رستم به چشمان خشمگین سیمرغ نگاه کرد و در میان مردمک سیاه درخشان، سایه سیمرغ ماده را دید. جفت سیمرغ زال... به ناگاه از میان جعبه ای، پهلوانی بیرون پرید... چشمان سیمرغ قرمز بود... اسفندیار به سمت سیمرغ ماده دوید. با گرز به جان او افتاد... پرهای سیمرغ بیابان را رنگین می کرد. اندکی بعد لاشه سیمرغ ماده بر گوشه ای افتاده بود. رستم قطره اشکی را که بر گوشه چشم سیمرغ لغزید، دید...
- چاره مرگ اسفندیار این تیر است که به آب ِ رز پرورده شود و بر چشمش فرود آید. همانجا که در هنگام رویین تنی شاهزاده آسیب پذیر مانده است... اما بی شک با مرگ شاهزاده مرگ تو هم فرا می رسد... با کشتن اسفندیار نفرین جاودانی را برای خود خواهی خرید... نفرینی که روح و جانت را تسخیر خواهد کرد. برای همیشه ...

سیمرغ بال گشود. پرواز کرد و رفت. رستم تیر را در دستش فشرد. کشتن اسفندیار راهی بود که رستم برگزید... حتی به قیمت نفرین ابدی.

***

روز دوم نبرد، زمانی که تیر دو شعبه رستم بر چشمان اسفندیار نشست، رستم احساس سبکی کرد. می خواست پرواز کند. حالا کیست که بخواهد بر دستان جهان پلهوان بند اسارت قرار دهد؟... نقال با لحنی دردآلود گفت: تن ژنده پیل اندر آمد به خاک... حالا بشنو از حال و روز اسفندیار وقتی داره نفس های آخر رو می کشه:
اسفندیار اما در فکر راه بیهوده ای بود که طی کرده بود. در فکر حیله های پدر.. پشوتن به کنارش آمد. اسفندیار از مکر پدر نالید و خون گریه کرد و بعد به آرامی چشم ها را برای همیشه بست. بغض پشوتن ترکید. لشگر عزادار اسفندیار بدون سردار به سمت بارگاه پادشاه بد گهر بازگشت...
در دل پشوتن فریاد بود و نفرت از گشتاسب شاه و در دل رستم احساسی از آزادی آمیخته با نفرینی شوم که به قلبش پنجه می کشید...
پایان یافت این روایتِ غم انگیز ِ هراسناک...

***

نقال، با صدای گرفته، گفت: این بود داستان امروز ما... پرده های نقالی را به کناری گذاشت، کلاهش را بر سر محکم کرد و عصا زنان به آرامی از در قهوه خانه بیرون رفت.

اسفنديار رويين تن | عجايب المخلوقات - غرايب الموجودات

 

 

 

نوشته شده توسط اسی در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 13:8 |

تلقی از زن در عصر مشروطه
شاید بهترین وصفی که وضع زنان عصر مشروطه و قبل از مشروطه را نمایان می کند نوشته ی یکی از زنان باشد که در روزنامه ی تمدن به چاپ رسید: «ما را از پنج سالگی به مکتب          می گذاشتند آن هم نه همه ی دختران را بلکه ندرتاً. نه ساله که می شدیم از مکتب بیرونمان می آوردند. اگر کتاب می توانستیم بخوانیم یا خط می توانستیم بنویسیم پدران عزیزمان با کمال تَغَیُّر کتاب و قلم را از دستمان گرفته شکسته به دور می انداختند که چه معنی دارد دختر خط داشته باشد مگر می خواهید منشی بشوید .همین قدر که بتوانید قرآن بخوانید کافی است.این بود شرح حال ما دختران تا زمانی که به شوهرمان می دادند. اگر متشخص بودیم که باید چند خدمتگزار از برای ما معین کنند که ما زحمت خدمت کردن نکشیم و فرمایش بدهیم.اگر رعیت بودیم باید غیر از خانه داری و بچه داری کار دیگری نکنیم.اگر شوهرمان یک شب قوه نداشت پنج سیر نان برای ما تعیش کند ما زنها عرضه ی اینکه بتوانیم خرج یک شب   را به راه کنیم نداشتیم. ما زنهای ایرانی غیر از زائیدن چیز دیگری بلد نبودیم . شما پدران ما بودید که ما را این طور پروردید وگر نه ما هم چون عموم خلایق دارای هوش و زکاوت بودیم فرقی که داشتیم ما زن بودیم شما ها مرد.»(۲ )
با این توصیف زن جنس دوم به شمار می آمد و در هر فضا و محیطی تحت فرمان بود.به طور کلی می توان گفت زن جنس دوم محسوب می شد ،در انجام کارها ناتوان پنداشته شده و در اصطلاح «ضعیفه» نامیده می شد.نگرش مردانه این فرهنگ را که زن جنس دوم قرار داده شده بود را تقویت می کرد .جنسِ زن، زن را در انقیاد مردان قرار داده بود. این انقیاد و سلطه به چند صورت ظاهر شد و در محدودیت ها و خشونت هایی زن را محاصره کرد. به نوشته ی عبدالحسین ناهید، در عصر قاجار رسم بر این بود که در خیابان های تهران زنان از یک طرف و مردان از یک طرف دیگر عبور کنند .گاهی فریاد آمرانه ی مأموران نظمیه به گوش می رسید که می گفت «باجی روت رو بگیر»یا «ضعیفه تند تر راه برو». سوار شدن زن و مرد در یک درشکه اگر چه زن و شوهر و خواهر و برادر بودند ممنوع بود.علاوه بر این زنان به غیر از ماه رمضان مجاز نبودند که به غیر از غروب آفتاب در کو چه ها و خیابان ها رفت و امد کنند و در غیر این صورت مأموران نظمیه آنها را بازداشت می کردند .همچنین زمانی که زنان می توانستند از خانه خارج شوند در معابر عمومی ناگزیر از محدودیت هایی مانند صحبت نکردن با مردان بودند که در غیر این صورت نیز توسط مأموران نظمیه بازداشت می شدند.(٣) البته باید توجه کرد که این نگرش اشتباه به زن، آن زمان جزء لاینفک فرهنگ آن روز شده بود و خود زنان این را امر بدیهی می شمردند و جز زنان مترقی و خواهان تحول در وضع زنان اعتراضی از توده ی زنان نمی بینیم .
تأکید بر جنسیت و استفاده   ابزاری از آن مسئله ای بود که گروه ها از آن له یا علیه زن استفاده می کردند .جنسیت ِ زن موضوع بازی سیاست شده بود برای مثال فرقه ی اجتماعیون عامیون در یکی از اعلامیه های خود کوشید تا از حساسیت جامعه   بر جنسیت زن برای منافع سیاسی خود استفاده کند چنانچه در آن اعلامیه سه نمونه برای فساد زمانه آورده شده تا نشان دهد که ملت در سیطره ی حاکمانی است که مستبد ، بی رحم ، بی دین و مخالف دین محمد (ص) است و در هر کدام به نوعی به جنسیت زن اشاره شده است.(۴ )  
  البته زنان هر چه در طبقات بالای جامعه و طبقه ی اشرافی تری زندگی می کردند دارای وضع بهتر و زنان فرودست تر در وضع اسفناک تر ی می زیستند. به هر حال زن در عصر مشروطه به عنوان موجودی پست معرفی می شد که ذکر نام هایی چون ضعیفه نیز گواه بر مدعی است. این نگاه ها دائم باز تولید می شد . سنت و نگاه   مرد سالار دو منبع تولید و تقویت کننده ی این
مفاهیم در جامعه بودند.
 

_____________________________
۲-          مکتوبات یکی از مخدرات ، روزنامه ی تمدن سال اول ، شماره ی ۱۲ ،ص ٣
٣- خسرو پناه، محمد حسین: هدفها و مبارزه زن ایرانی   ، ص۱۱۰
۴- نک «تاریخ مشروطه ی ایران »ژانت آفاری، ترجمه ی رضا رضایی   انتشارات بیستوان ۱٣۷۹ ،ص ۲٣٨
نوشته شده توسط اسی در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 13:4 |

سياوش قميشي
 

 

اگر 4 رکن اساسي آهنگ (Melody)، شعر، (Lyric) تنظيم (Compose) و صداي خواننده (Vocal) را در ساخت و اجراي يک ترانه به عنوان وجوه اصلي ترانه در نظر بگيريم ، سياوش قميشي تنها هنرمندي ست که هر4 وجه ترانه اش با ديگر فعالان موسيقي پاپ (Popular) ايران متفاوت است.

سياوش قميشي (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز، شاعر، تنظيم کننده و خواننده اي ست که در بين عموم به عنوان خواننده و براي خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباري ويژه و متفاوت دارد. نخستين وجه و شايد مهم ترين وجه تفاوت آثار سياوش قميشي در ملودي هايش نهفته است. ملودي هايي بسيار متأثر از موسيقي کلاسيک (اصيل) ايران و در عين حال مبتني بر آکورد هاي غير معمول و کاملأ غير ايراني که ترکيبي عجيب و درخشان را از موسيقي ايراني و غربي در قالب ترانه هاي پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهري برجسته، برداشت ناب سياوش قميشي را از هنر ايراني با اشرافي جامع بر انواع موسيقي غير ايراني به نمايش مي گذارد. در بيشتر آهنگهاي ساخته سياوش رگه هايي روشن و قوي از موسيقي ايراني را مي توان يافت که گرچه روايت جز به جز موسيقي رديفي ايران نيستند اما به خوبي حس ايراني بودن را حتي در ذهن شنونده ي غير حرفه اي متبادر مي کنند و اين هنر اوست که با گريز آگاهانه از تکرار سنتي و نخ نم، ملودي هاي ظريف ايراني را همچون تارهاي طلا بر پيکره ي ترانه اش مي بافد. با کمي دقت در آلبوم هاي سياوش ميتوان بسياري از برداشت هاي آزاد وي را از موسيقي کلاسيک ايران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سياوش قميشي و هم نسلان موفقش آموزش موسيقي را از کودکي به طور خودآگاه يا ناخودآگاه با موسيقي ناب ايراني شروع کردند. شنيدن روزمره ي اجراهاي بسيار موثق و اصيل از بزرگان موسيقي ايران در سالهاي 1320و1330 از راديو تهران تجربه اي تکرار نشدني براي هم نسلان سياوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آينده موسيقي نوين ايران بود که به مرور پس از آشنايي با حوزه هاي ديگر، موسيقي عملي را از طريق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش ديده وتجربه مي کردند.

سياوش قميشي خود سالهاي 1970 را در انگلستان (مهد موسيقي راک) گذرانده و آموزش موسيقي ديده است. موسيقي گروههاي بزرگ غربي و شرايط زماني – مکاني فعاليت آنها را از نزديک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. اين آميختگي عملي با موسيقي روز دنيا در کنار ذهنيت و ناخودآگاه انباشته از ملودي هاي موسيقي ايران، زماني که منشا خلق هنري قرار گرفتند ترکيبي نو و بديع از ملودي و هارموني را پديد آوردند که پيشتر همانندي نداشت. از اين روست که موسيقي سياوش قميشي را يکي از بهترين نمونه هاي هنر هم نسلانش مي دانيم. او با برداشت ويژه اش از انواع موسيقي و با توجه کامل به موزيک روز دنيا به ويژه در حيطه ي پروگرسيو تنظيم، صداسازي و ميکس به مرز نوآوري و خلاقيتي کامل رسيده و در بيان خود قوام ودوام يافته است. همکاري با تنظيم کنندگاني آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودي که ايراني نيستند، توانسته اند با موسيقي ايراني ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجي شخص سياوش در استفاده ي آگاهانه و هوشمند از صداسازي هاي الکترونيک و ساوند افکت هاي عجيب و بجا در تنظيم قطعاتش، به موسيقي او تنوعي خاص و رنگارنگي منحصر به فردي بخشيده است که موزيکاليته ي ترانه هاي او را به گونه اي بهتر و جذاب تر نمايان ميکند. از لحاظ شعري، ترانه هايي که سياوش براي کار انتخاب ميکند چند ويژگي اساسي دارند که مهم ترين آنها سادگي و رواني کلام و دوري از پيچيدگي هاي معماگونه ي شعري است.

سياوش از ديرباز علاقه اي به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غير مردمي نداشته است و با انتخابي آگاه، به دام ابتذال ناشي از ساده پسندي و بي هويتي هم نيفتاده است. فضاي ترانه هاي او فضايي روشن و اميدبخش است، به دور از سايه هاي خاکستري و سياه رايج در ترانه ي نوين ايران.

اعتراض موجود در ترانه هاي انتخابي او هم نوع با موسيقي اي، اعتراضي سياه و خمود نيستو از تلخي و شيريني توأم برخوردار است. جالب اين که متقابلأ در کارنامه ي هنري سياوش به هيچ رو با ترانه هاي بي معني و سبک سرانه هم مواجه نمي شويم. شادترين ترانه هاي او، نه در کلام و نه در موسيقي به مرز انحطاط و ابتذال نزديک نمي شوند و شعر و موسيقي ترانه هاي شاد او هم ا ز حدود تشخص، حجب و آبرومندي مأخوذ به حيا بيرون نمي روند. مضامين ترانه هاي سياوش عموما مضامين و موضوعات عاطفي در حوزه زندگي فردي و اجتماعي اند و"عشق، زندگي و حرکت" در اين ميان نقش محوري و کليدي دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پاياني روشن و اميد بخش همراه است. سياوش در شناخت و کشف ملودي پنهان در شعر استعدادي خداداد دارد و با قوه ي درک ريتم بسيار خوب، ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودي را براي کارش مي يابد. به همين دليل، در آلبوم هايش همه نوع ترانه با ريتم هاي گوناگون شنيده مي شود، تنوعي که شنونده را دچار ملال ناشي از يکنواختي آلبوم نمي کند. او در اجراي ترانه هايش صاحب سبکي مشخص است. آشنايي عميق با ملودي و تنظيم ترانه اي که آهنگ آنرا بر مبناي توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صداي خود ساخته و ويژي هاي خاص صدايش اعم از توناليته و موزيکاليته ي صد، نتيجه ي خوانندگي اش را بسيار درخشان و پر ثمر کرده است. صداي زخمي و خش دار، آميخته با تحريرها و غلت ظريف آواز ايراني جملات آهنگين را با صميميت و احساسي ژرف و بي غش مي خواند که گويي شعر و آهنگ تنيده بر هم، از جان خواننده بر مي آيند و بر دل شنونده مي نشينند. به جرأت ميتوان گفت هيچ آهنگسازي در موسيقي ترانه ي نوين ايران، در طي سي سال گذشته همانند سياوش قميشي حرکتي رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزايش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه هاي سياوش قميشي (ترانه به معناي جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و اين عموميت به ويژه در بين جوانان ديده مي شود. شايد او تنها آهنگساز/خواننده اي ست که هر چه بيشتر کار ميکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تري پيدا مي کند و به زبان موسيقي به جوانان، زندگي، عشق و نشاط مي بخشد، همچون دوستي همسن در خلوتشان ميخواند و مانند پدري مهربان سنگ صبور درد هاي جواني شان مي شود. همه ما – نسل بعد از انقلاب – در داخل و خارج کشور با صداي سياوش قميشي زندگي کرده ايم ، عاشق شده ايم، گريسته ايم، خنديده ايم و نفس کشيده ايم. با او بوده ايم و او با ما بوده است.

موسيقي و صداي سياوش همچون زندگي اش ساده، روان و بي پيرايه است و به سادگي در ضمير پاک جوانان مي نشيند و شايد از اين روست که جوانان بسيار دوستش مي دارند چرا که جواني مظهر سادگي و يکرنگي ست.


نوشته شده توسط اسی در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 13:2 |

ببين اسرائيل چه کارهايی بر ضد اسلام ميکنه خيلی جالبه حتما ببينيد حتما | عمومي

همه این آرم را می شناسیم. آرم

شرکت نوشابه ی کوکاکولا هست

*و حالا اگه برعکس بشه چی؟؟؟... کمی دقت کنی نوشته اعوذ بالله لا محمد لا مکه

اگه فکر مي کنيد اتفاقيه به اين نکته توجه کنيد که چرا سومين C ( در کلمه Cola ) اين قدر کشيده شده و پيچ خورده تا حرف ‌‌{ ک } درست در بيايد

و این هم شرکت پپسیه آمریکا

الکی اسمشو این که نذاشتن قصه داره طولانی

pay each penny save israel

یعنی: هر پنی ( کوچکترین واحد پول در امریکا و انگلیس ) را بپردازید تا برای اسرائیل ذخیره شود

بله هر ریال از پول من و شما برای اسرائیل ذخیره می شود.

نمی دانم بخندم یا گریه کنم، فقط بیایید کمی بیشتر فکر کنیم و ببینیم چگونه باید عمل نماییم.

 آیا از این به بعد باید با شعار مرگ بر آمریکا، کوکاکولا و پپسی کولا بنوشیم؟!؟

نوشته شده توسط اسی در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت 13:37 |

شارون استون

تاریخ تولد:

10  مارس 1958

محل تولد:

 ميدويل پنسيلوانيا-آمریکا

قد:

1.71 سانتیمتر

 

او دومين فرزند خانواده بود (يك برادر بزرگتر نومايكل) و دو خواهر كوچكتر (كلي و پاتريك) دارد پدرو مادرش جوزف و دروتي استون هستند سمبل سكس دهه 90بعنوان دانشجوئي خلاق در زمينه نويسندگي از دانشگاه ادينبورو پنسيلوانيا بورسيه گرفت و با نمره بسيارخوبي فارغ التحصيل شد علاوه بر علاقه او به ادبيات فيلمهاي كلاسيك هم دوست داشت. بعد از اينكه

نام : میریام فارس

تاریخ تولد : 13 اردیبهشت 1362 برج ثور

محل تولد : جنوب لبنان

محل زندگی : نیو روضه بیروت

مدیر برنامه : غسان شرطونی

 

برخلاف خواننده های مشهور  که بعد از ساختن چندین آلبوم و کلیپ به شهرت رسیدند .میریام با اولین آلبومش تبدیل به یک سوپراستار شد.از تواناییهای میریام علاوه بر ارائه نوع جدیدی از موسیقی و صدای جذابش اجرای همراه با رقص شرقی و رقص کلاسیک باله هست.

NAWAL AL ZOGHBI

نام کامل : نوال جورج الزغبي

نام هنري : نوال الزغبي

تاريخ تولد : june 29th 1972

محل تولد : جل الديب / لبنان

تعداد برادر و خواهر : 2 برادر و 1 خواهر

تعداد فرزندان : 1 دختر (متولد 1998 ) و 2 پسر دوقلو ( متولد 2002 )

نام همسر : الي ديب 

محل اقامت : بيروت (لبنان)

ايميل آدرس : info@nawalalzoghbi.net

وب سايت رسمي : www.nawalalzoghbi.net

شماره تلفن منشي : lebanon +961- 472-1666

 JENNIFER LOPEZ

1. نام اصلی : جنیفرلین لوپز  Jennifer Lynn Lopez  
2. لقب : جی لو   
3. قد :  cm ۱۶۸
4. جنیفر لین لوپز در24 جولای 1969 در بخش گسل هیل در جنوب برونکس متولد شد
5. خواهر دارد 2
6. ،خواهر بزرگتر لسلی 34 ساله خانه دار
7. خواهر کوچکتر لیندا 30 ساله مشاور امور تفریحی کانال 11 نیویورک می باشد.
8. آرزوی همیشگی جنیفر این بود که سوپر استاری پر کار شود.

 

بیوگرافی سامی یوسف

سامي يوسف در جولاي سال 1980 به دنيا آمد . او در يك خانواده هنرمند و علاقمند به موسيقي و اصلا آذري زبان متولد شد و به اين ترتيب اجراي موسيقي جزء مهمي از زندگي اش محسوب مي شد. سامي در آغاز از پدرش تعليم مي ديد . وي ( پدرش ) يك آهنگساز ، شاعر و موزيكدان با استعداد و مشهور بين المللي است .

 سامي دوران كودكي را در لندن پشت سر گذاشت و سعي كرد در سن جواني بسياري از آلات موسيقي را فراگيرد و به تدريج شروع به خواندن و سرودن ترانه هاي زيبا كرد. او موسيقي را از موسسات زيادي فرا گرفت و همينطور به كمك نوازندگان مشهور در آكادمي Rayal واقع در لندن كه يكي از موسسات معتبر و مشهور دنياست .

 سامي شروع به سرودن شعر در سنين بسيار جواني كرد . او از صداي زيبايي همراه با يك دانش و آگاهي كامل از نت موسيقي و هماهنگي آنها برخوردار است . او همچنين داراي قدرت يادگيري زياد و كاملي در زمينه مهم موسيقي شرقي است .

 و به راستي اشخاصي با اين خصوصيات كم پيدا مي شوند . سامي همچنين يك فرد مسلمان است و ديدش به موسيقي با اهداف ترويج پيام اسلام و تشويق جوانان به افتخار به دين و مذهب و هويت و شخصيت خودشان است .

                                             بیوگرافی مایکل جکسون

مایکل جوزف در 29 آگوست 1958 به عنوان هفتمین فرزند خانواده به دنیا آمد . اسم مایکل در ابتدا دونالد بود اما عقیده کاترین ( مادر مایکل ) این بود که مایکل هم صوتش قشنگتره و هم کلا اسم زیباییه.

او  با دختری به نام راوی پرسلی ازدواج می کنه و در پاییز 1999 از اون جدا میشه .

 مایکل از همون کودکی همراه با اهنگ می رقصید اون هم نه یه رقص معمولی بلکه یه رقص فوق العاده حرفه ای. و همین یکی از دلایلی بود که باعث شد مایکل به مرور زمان بشه خواننده و رقاص گروه Jackson5. مایکل پسر بچه ای بود که در ظاهر یه کودک نشون می داد اما مثل یک مرد بود. همه مردم بخصوص دخترا عاشق مایکل بودن و او رو دوست داشتن.

مایکل همچنین خیلی خلاق بود، او خیلی نقاشی کردن رو دوست داشت و نقاشی میکی موس و دایانا روس رو خیلی دوست داشت حتی روی دیوار اتاقش هم پر از نقاشی های جور واجور بخصوص عکس بچه ها بود.

یکی از چیزهای جالبی که مایک به بون مشهور بود ترس از پرواز یا همون بلندی بود یعنی مایکل می ترسید سوار هواپیما بشه. و خب این یه مشکل بود وقتی که تو یه ستاره هستی بخصوص که وقتی مایکل جکسونی. اما با این حال مایکل با این مشکلش کنار اومد و حتی تمام دنیا البته به جز ایران رو گشته.

او در سال 1977 با بازی در فیلم the wiz ستاره شد .

از او نیز در کارهای تبلیغاتی استفاده می شد وطی یک عمل جراحی پوست خودش را سفید کرد و در سال 1990 خواندن را به صورت کاملا حرفه ای شروع کرد .

اولین آلبوم مایکل Go To Be there بود، آهنگ Ben که برای یک فیلم با هین اسم نوشته شده بود هم در این آلبوم قرار داشت. که این فیلم در زمان خودش موفقترین فیلم در دنیا بود .

مایکل هنوز هم بزرگترین سوپر استار تو دنیاست و تا به حال هیچ کس نتونسته به رکوردهایی که مایکل به جا گذاشته برسه. که البته هیچ وقت هم نمی رسه.

 

 اما نظر خودم درمورد او: بنظر من مایکل هنرمندی است که تا ابد کسی نمیتونه جای اونو بگیره.او تنها کسی بود که نزدیک به ۲۰ سال در اوج بود و همین بس که شما به هر روستائی هم بروی حداقل نام اونو شنیدن ولی خیلیها در همین تهران اصلا اسم بریتنی و آنجلینا به گوششون نخورده ... .در مورد مشکلات اخیر مایکل باید گفت که کلا در دنیا و مخصوصا در آمریکا دوست ندارند که کسی به این شهرت برسد و همیشه سر این جور افراد یه سری بلا های آسمونی میاد! که شاید خودشونم خبر ندارن مثل مارادونا در جام ۸۶ و الویس پریسلی و...

وب سایت رسمی مایکل جکسون : www.emjey.com

 

 

                                             نام اصلي: آنجلينا جولي وويت

                                            سال تولد: 4 ژوئن، 1977

                                           محل تولد: كاليفرنيا، آمريكا

                                                    قد:171 cm

                                                    وزن:59  kg

   جوايز:

¨      جايزه اسكار: دختر از هم گسيخته (1999)

¨      جايزه گلدن گلاب: دختر از هم گيسخته (1999)

 

آنجلينا جولي 4 ژوئن سال 1977 در كاليفرنيا به دنيا آمد. او دختر جان وويت بازيگر قديمي سينما است. او فعاليت هنري خود را در انستيتوي تئاتر لي استراسبرگ در سن 12 سالگي آغاز كرد. او در پنج فيلم دانش آموزي كه همگي را برادرش جيمز كارگرداني كرده بازي كرده است. آنجلينا در ماه مه 1996 با جاني لي ميلر ازدواج كرد و طلاق گرفت و سپس با بيلي باب تورنتون ازدواج كرد اما از او هم جدا شد. او بخاطر بازي در نقش يك دختر مبتلا به اسكيزوفرني در فيلم دختر از هم گسيخته جايزه اسكار نقش دوم زن را دريافت كرد. آنجلينا جولي در فيلم لاراكرافت: مهاجم مقبره با پدرش، در فيلم سرقت در 6 ثانيه با نيكلاس كيج و در گناه اوليه با آنتونيو باندراس همبازي بوده است. آنجلينا پس از بازي در فيلم خانم و آقاي اسميت با نقش مقابلش يعني براد پيت زندگي جديدي را آغاز كرد و در سال 2006 سومين بچه اش را در آفريقا بدنياآورد.البته دو فرزند اول او هم آفريقايي هستند كه آنجلينا آنها را به فرزند خاندگي قبول كرده است و شايد به همين دليل باشد كه او به عنوان نماينده ويژه سازمان ملل در آفريقا برگزيده شده است.

 پسر:

MADDOX JOLIEاهل كامـبوديـا مي بـاشد كه
تـوسـط آنـــجلينا در سال 2002 به فرزند خواندگي پذيرفته
شد.

دخـتـر: ZAHARA MARLEY JOLIE----- اهــل اتـيـوپـــي
مي بـاشــد كــه والدينش بر اثر بيماري ايدز جان باختند و
انجلينا وي را نيز در سال 2005 به فرزند خواندگي پذيرفت

بیوگرافی کاترین زتا جونز

کاترین زتا جونز متولد 25 سپتامبر 1969 در سوانسی واقع در گلامورگان غربی  در ولز است ..، اولین بازی های خود را روی صحنه به انجام رساند و با بازی در نمایش موزیکال خیابان 24 طعم هنر نمایی را چشید ،اما در اصل حضور در مجموعه کمدی درام شکوفه عزیز ماه می محصول تلویزیونی یور کشایر بود که توانست نام او را روی زبانها بیاندازد ،داستان این مجموعه برداشتی بود از سری نوول های اچ.ای.بیتس که توانست یک موقعیت کم نظیر بشود و کاترین را به یکی از عامه پسندترین هنرپیشه های زن تلویزیون بریتانیا تبدیل کند .

کاترین با موهای تیره و چشمان قهوهای و چهره ای خاص این قابلیت را داشت که در عرصه گوناگونی از نقش ها بازی کند پس از موفق شدن سری اول مجموعه او به صحنه نمایش بازگشت و سپس در مینی سریال کاترین کبیر به بازی پرداخت.

اولین فیلم سینمایی خود را با عنوان شهرزاد با کاگردانی فیلیپ دی بروکا در سال 1990 بازی کرد و این دی بروکا بود که او را روی صحنه نمایش کشف کرد . کاترین در ادامه بازی در نقش های مکمل چندین فیلم را دنبال کرد که از میان آنها می توان به کریستف کلمب کاشف 1992 و نقشی طولانی تر در فیلم شبح 96 اشاره کرد.پس از بازی در نقش النا مقابل آنتونی هاپکینز و آنتینوبانداراس در نقاب زرو (98) به یک چهره بین المللی تبدیل گشت.

او که یک خواننده مستعد نیز هست به طور رسمی یا گروه اپرای ملی انگلستان نیز همکاری دارد . کاترین در اواخر سالهای نود با بازی در آثار قابل توجهی چون دام افکنده در مقابل شان کانری ، روح زدگی ، و ترافیک نام خود را به عنوان بازیگری مطرح تثبیت کرد و توانست با اسکاری که به خاطر حضور در شیکاگو که اقتباسی از نمایش پر زرق و برق در صحنه برادوی بود طرفداران بیشماری داشت ،دریافت کند و تماشاگران راغافلگیر کند. انتخاب "کاترین زتا جونز" برای ایفای نقش "لانا ترنر"، موجب خشم "شارون استون" شده بود. استون اعلام کرد که او اولین انتخاب "ترنر" برای ایفای نقشش بوده و این به هیچ وجه درست نیست که استودیو هنرپیشه دیگری را انتخاب کرده است.این بازیگر که بیوگرافی اونو در میل قبلی داشتیم گفت که در سال ۱۹۹۵پیش از مرگ "ترنر" بر اثربیماری سرطان حنجره با وی ملاقات کرده است و هنرپیشه فقید سینما تاکید کرده که تمایل دارد "استون" نقشش را بازی کند. "استون" در این باره گفت: "من با لانا در سال های واپسین عمرش ملاقات کردم و رابطه بسیار خوبی میان ما برقرار شد. او بی تردید ستاره سینما بود و به من گفت که اگر قرار باشد فیلمی بر اساس زندگیش ساخته شود، تمایل دارد من نقشش را بازی کنم. زندگی لانا از جمله جذاب ترین سرگذشت هایی است که من در هالیوود دیده ام." "کاترین زتا جونز" و "کیانو ریوز"، هنرپیشگان مطرح سینما چندی پیش موافقت خود را برای بازی در این فیلم تراژدی ـ عاطفی اعلام کرده بود. این اثر که هنوز نامی برایش اعلام نشده، بر اساس شرح حال زندگی "لانا ترنر"، هنرپیشه نامی هالیوود و نامزدش "جانی استامپاناتو" ساخته می شود و به نحوه مرگ "استامپاناتو" توسط دختر ۱۴ ساله ستاره سینما می پردازد. این قتل در تاریخ چهارم آوریل ۱۹۵۸ رخ داد و از آن زمان موضوع ساخت فیلم بر اساس این رویداد مطرح شد. "آدریان لین"، کارگردان انگلیسی که ساخت این اثر را به عهده دارد، اعلام کرد فیلمبرداری را از ماه ژانویه آغازمی کند. این کارگردان تا به حال فیلم هایی چون "جذابیت مرگبار" محصول سال ۱۹۸۷ و "بی وفا" محصول سال ۲۰۰۲ را در کارنامه هنری اش ثبت کرده است. اگر همه چیز مطابق برنامه پیش برود، نخستین همکاری "کیانو ریوز"، هنرپیشه مطرح مجموعه فیلم های "ماتریکس"، و "کاترین زتا جونز" خواهد بود..

زتا جونز تصمیم داشت که پروژه آینده اش را درسرزمین مادریش کلید بزند اما با کاهش ارزش دلارآمریکا درمقایس با پوند ، ساخت این اثردرپرده ای ازابهام قرارگرفت. این اثرکه " بیرون آمدن " نام دارد درگونه سینمایی موزیکال جای می گیرد ونام " کاترین زتا جونز " وبرادرش " لایندون " را درمقام تهیه کننده دارد.این اثرقراربود که درماه جاری کلید بخورد اما کاهش ارزش دلاربربودجه این پروژه نیزتاثیرگذاشت. این اثرنام "جوئل زوییک " را درمقام کارگردان دارد. این فیلمسازموافقت کرد که صحنه های مربوط به فیلم را در۴۲ روز فیلمبرداری کند.

زتا جونز بعد از دریافت 20 میلیون دلار برای تبلیغ T-Mobile از تلویزیون فرا ارتباطی انگلستان به ثروتمندترین و پول سازترین زن بریتانا تبدیل شد.
زتا تنها زن انگلیسی ثروتمند دنیا به طرز اعجاب آوری رقبای خود را کنار زد و نیکول کیدمن را در رتبه سوم و پالترو را در رتبه پنجم نشاند.
بر اساس اطلاعاتی که مجله تبلیغات هفتگی در دسترس دارد آنجلیا جولی و براد پیت تنها هنرمندانی هستند که با تبلیغ کالا پول فراوانی به جیب زده اند. گزارش ایسکانیوز می افزاید: 10 هنرمند ثروتمند که با تبلیغ برای شرکت ها امرار معاش می کنند عبارتند از:
1-کاترین زتا جونز
2- آنجلیا جولی
3-  نیکول کیدمن
4- جسیکا سیمبسون
5-  پالترو
6-  چارلز ترون
7-  جولیا رابرتز
8-
براد پیت
9-  اسکارلت جانسون
10- پنلوپه کروز

 کاترین در نوامبر 2000 با مایکل داگلاس که اختلاف سنی زیادی هم با بکدیگر دارند  ازدواج کرد و دارای 3 فرزند می باشند به اسامی  دیلان 6 ساله و کایرس 3 ساله و کامرون  فرزند 27 ساله داگلاس از همسر اول خود . این  زوج هالیوودی تصمیم  گرفتند که مجددا بچه دار نشوند.  این دو قصد داشتند که علاوه بر 3 فرزند قبلی خود  فرزند دیگری به دنیا بیاورند اما اکنون به این  نتیجه رسیده اند که آوردن فرزندی دیگر کار عاقلانه ای نیست.  داگلاس گفت : به نظر من کاترین تصمیم درستی گرفت.  " او مدتها در این مورد فکر می کرد اما هنگامی که ضبط اثر جدید خود را   آغاز کرد به این نتیجه رسید که وجود دو فرزند برای او کافی است. من به   او گفتم که میتواند کامرون را به عنوان فرزند سوم خود در نظر بگیرد. مایکل داگلاس و کاترین زتا جونز به زوج طلایی در هالیوود معرف میباشند.

 

BRAD PITT 

 

نام اصلی:

ویلیام بردلی پیت

تاریخ تولد :

18 دسامبر 1963

محل تولد :

شاونه ، اوکلاهاما  ، آمریکا

وزن :

72 کیلوگرم

قد :

183سانتیمتر

 

با نام ویلیام بردلی پیت متولد 18 دسامبر 1963 در شاونه ،اوکلاهاما ،آمریکا. برادپیت بزرگ ترین فرزند بین 3 فرزند است. اودر 18 دسامبرسال 1963 میلادی درOklahoma به دنیا آمد. مادر او مشاور مدرسه وپدرش مدیر کارخانه ماشین سازی بود. او به همراه خانواده اش به شهرSpringfield/ missouri می رود ودراین شهر 2 نفر به خانواده آنها اضافه میشود. Douy برادروjulie خواهراو درآنجا بدنیا آمدند.
ازسال 1978-82 او به دبیرستان kickapoo رفت. ا وبه بازیهای تنیس وبسکتبال علاقه زیادی داشت ودرهمه مسابقات جایزه اول را می گرفت برادپیت یک شاگرد نمونه در دبیرستان بود و درهمه درسهایش چه خواندنی وچه ورزش نمرات بالا می گرفت. همیشه دوستانش اورا پسر خوش تیپ خطاب می کردند. ازسال 1982- 1986 به دانشگاه university of Missouri رفت. رشته او خبر نگاری بود ودرزمینه تبلیغات نیز فعالیت می کرد. زمانی که دردانشگاه درس می خواند یک تقویم با عکسهای خودش طراحی وچاپ کرد ووقتیکه دید مردم علاقه زیادی به او نشان دادند دانشگاه رادرسال 1986 رها کرد وبا ماشین خودش به کالیفرنیا رفت.
سال 1986 وقتی که وارد هالیوود شد فقط 325 دلار درجیبش داشت. اولین شغل او کاردریک ساندویچ فروشی بود که باید لباس مرغ می پوشید وبیرون رستوران تبلیغات پخش می کرد. درکنار این کارش کار دیگری هم داشت، او راننده لیموزین بود وازجمله کارهای دیگری که انجام می داد خدمتکاررستوران ومعلم شنا بود. اوپولی که ازاین کارها بدست می آورد خرج کلاسهای هنر پیشگی خود می کرد. او کم کم ازکلاسهای پایین، خود را به کلاسهای بالا وازفیلم های کوچک خود را به فیلم های بزرگ رساند.
آموزش بازیگری را نزد روی لندن دیده است.
درسال 1991 درفیلم Thelma & louise نقش کوچکی به مدت 14 دقیقه بازی کرد خیلی مورد توجه مردم وتهیه کنندگان قرارگرفت. بخاطر همین فیلم ازاو درخواست بازی درفیلم دیگر کردند. براد پیت با هفت چهره در نقش های اصلی ،که چهار تای آنها فیلم جنجالی بود،طی چهار سال 92 تا 95 خود را به یک فوق ستاره تبدیل کرد. او  پا در جای  جیمز دین و دیگر مردان شورشی قیافه می گذارد. اگر دین و مارلون براندو مملو از اضطراب بشری اند، پرسونای استیو مک کوئین و پل نیومن تهی تر به نظر می رسد . تصویر رابرت ردفورد هنوز تهی ظاهر می شود. شخصیتهای پیت هم هم نوعا اصل تهی بودن را می پذیرند  ولی اجازه ورود به مسیر دوران خوش آنها را ندارند. در میان کارهای تلویزیونی ،پیت نقش خود را شناسایی کرد :آشفته ولی جذاب بر روی هر دو جنبه آن کار کرد تا اندازه نقش هایش به سرعت رشد کرد.در هر اجرای کلیدی پیش از رسیدن به اوج هنرپیشگی او وقتش میان ایفای نقش پسرهای خوبی که تلاش می کند تا دنیا را  رشد دهند (مثل روزهای افتخار و Acroos The Tracks ) و پسرهای بدی که تلاش می کند تا انتقام بگیرند  (شاه جاده  و بسیار جوان برای مردن ) تقسیم می کند در تلما و لوئیز شخصیت دی جی که درهای اوج هنرپیشگی را برای پیت گشود متعلق به گروه دوم است. ولی قالب دوران حرفه اش در مقام بازیگر نقش اول نشان می دهد که در دهه 1990 خطوط جدا کننده عادی مرد جوان مبارز ،شورشی،جنایتکار ،روانی و قربانی به سختی آشکار می شوند . نه تنها پیت هر چهار نقش را در لحظات متفاوتی بازی می کند،او معمولا عوامل را در یک جا با یکدیگر ترکیب می کند. پیت با موفقیت فیلم های پر هزینه و موفق به  لحاظ  فروش چون تلما و لوئیز ،رودی از میانش می گذرد، مصاحبه با خون آشام در کنار تام کروز و با افسانه های پاییزی به راهش ادامه می دهد. شخصیت او در جریان مخالف با ویژه گی های حذف شده حرکت می کند ،فردی مخالف باورهای مردم و متوجه خانواده،آزرده ولی ویرانگر ،متزلزل ولی شجاع . انتخاب پروژه های پیت پرسونای کلی اش را از میان خطوط مشابه شکل داده است. برای هر شخصیت اصلی دو گانه دو نقش دوم آرام جستن و خشن و جود دارد.  درسال 1995 درفیلم seven بازی کرد  ..فیلم بسیار مورد توجه منتقدان و تماشاگران سینما قرار گرفت تا آنجا که از این فیلم به عنوان  یکی از شاهکارهای دهه 90 نامبرده میشود.. بازی براد پیت و مورگان فریمن در این فیلم خیره کننده بود. این فیلم اولین همکاری  بارد پیت با دیوید فینچر کارگردان صاحب سبک  و بنام هالیوود بود. در این فیلم برد پیت با  Gwyneth  paltrow  هم بازی بود که  این دو بعد ازپایان فیلم بمدت 2 سال با هم دوست بودند ولی درسال 97 این رابطه را به پایان رساندند. شخصیتهای دومی که ایفای آن برای نخستین نامزدی اسکار را به همراه آورد جفری گویینز در دوازده میمون بود. این نقش پیت را به صورت مرد جوان عصبانی نسلش در بر می گیرد. پیت با ایفای چندین نقش اصلی غیر عادی نشان داد که به هنر و تجارت به یک انداره علاقه دارد.

براد پیت آشکارا نقطه انفجار طرز فکرهای اجتماعی ،مغایرت ها مردانگی شده است. وفاداری گسترده او به هنرش نشان داده است که تا مدتهای زیادی بر روی پرده سینما مرکز چنین مغایرتهایی خواهد بود.

درسال 1998 Jennifer Aniston با اوآشنا شد ودرسال 2000 21 July باهم ازدواج کردند..

درسال 1995 تا 2000 توسط روزنامه peopl به اولقب زیباترین مرد روی زمین داده شد.
-
درسال 1997 اوفیلمی بنام seven years in Tibet بازی کرد که کشور چین خیلی ازکار او خوشش نیامده بود، چون درفیلم ازکشور چین بدگفته بودند و به خاطر همین اجازه ورود او را به چین

 نمی دادند.
-
درسال 1999 به اوپیشنهاد بازی درفیلم the Matrix داده شد ولی اوقبول نکرد.
-
او ازکلاس ششم شروع به کشیدن سیگار کرد. پیتزا غذای مورد علاقه اوست ازعنکبوت وکوسه نیز خیلی می ترسد.
-
درسال 1999 یکی ازطرفداران خوب ومحکم brad دختری 19 ساله بود که دزدکی وارد خانه اوشده ولباسهای اورا به تن خود کرد و10 ساعت درمنزل او بود تا پلیس باخبر شده واورا دستگیر کرد. برادپیت فیلم پرطرفداری بنام TROY را درسال 2004 بازی کرد ولی برای اسکار 2005 به عنوان یکی از نامزدهای بدترین هنرپیشه درهمین فیلم انتخاب شد.

و اما همتون دیگه ماجرای براد پیت و آنجلینا جولی رو می دونید..

 

 

اینم اطلاعات بیشتری درباره چند فیلم که برد پیت در اون ها بازی کرده:

 

1-True Romance محصول سال 1993 .. با اینکه براد پیت نقش اول رو بازی نمی کنه ولی فیلم خیلی معروفی هستش و کارگردان اون هم تونی اسکات مشهور می باشد..

2-Kalifornia محصول 1993 ..  نقش مقابل براد پیت روژولیت لوییز بازی می کنه

3-Interview with the Vampire: The Vampire Chronicles محصول 1994 .. بازیگراش رو فقط نام می برم چون خودتون میشناسیدشون.. تام کروز- کریستین دانست آنتونیو باندراس به همراه براد پیت..فیلم اصلی شو ندیدم ولی نسخه ویدئو کلوپی می ارزه وقت بزارین و ببینین..

4-Legends of the Fall فیلم خیلی قشنگ از براد پیت و آنتونی هاپکینز

5-Se7en ترجیح میدم درباره این  فیلم توضیح ندم .. چون اگه بخوام بگم یه چند صفحه جا می خواد.. واسه همین بی خیال  میشم..فقط اینو بگم که بهترین فیلمی که تو عمرم دیدم همین فیلم هستش..

6-Twelve Monkeys محصول سال 1995این هم یه فیلم خیره کننده با بازیگرانی همچون بوریس ویلیس و جوزف میلتو و براد پیت

7- Sleepers محصول 1996 که واقعا از این فیلم خوشم اومد..بازیگران بزرگی همچون رابرت دنیرو- کوین بیکن داستین هافمن در کنار براد پیت ایفای نقش می کنند.

8-The Devil's Ownمحصول 1997 براد پیت در کنار هریسون فورد

9-Meet Joe Black محصول 1998 در کنار آنتونی هاپکینز

10-Fight Club محصول 1999یک فیلم خیره کننده دیگر از براد پیت که دومین همکاری او با دیوید فینچر ( کارگردان se7en) بود.. و خیلی از منتقدین این فیلم رو بهترین فیلم براد پیت می دونن.. ادوارد نورتون هم در کنار او در این فیلم بازی می کند.

11-Snatch محصول 2000 که اینم فیلم زیباییست

12-The Mexican محصول 2001 در کنار جولیا رابرتز

13- Spy Game محصول 2001 باز هم فیلمی به کاگردانی تونی اسکات و این بار براد پیت در کنار بازیگری این فیلم رو بازی کرد که خیلی ها براد پیت رو جایگزین خوبی برای او می دانستند.. بازیگری که از نظر ظاهری نیز شباهت های بسیاری با براد پیت داره.. حتما همتون متوجه شدین منظورم رابرت ردفورد هستش!!

14- Ocean's Eleven محصول 2001 اولین قسمت از سه گانه یاران اوشن که استیون سودربرگ کارگردان اسکاری سینما اونو کارگردانی کرده و بازیگران بزرگی همچون جورج کلونی مت دیمون اندی گارسیا جولیا رابرتز و براد پیت در این فیلم بازی می کنن..

15-Troy محصول 2004 که فکر می کنم همتون دیدین این فیلم رو..پس لازم به توضیح نیست..

16-Ocean's Twelve محصول 2004 که علاوه بر بازیگرانی که گفتم کاترین زتا جونز هم به این فیلم اضافه شد..

17-Mr. & Mrs. Smith این فیلم رو کامل در قسمت بالا توضیح دادم.

18. Babel در کنار کیت بلانش

نوشته شده توسط اسی در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت 13:23 |

 

 

جستجوی مطالب
iran
essiasal2.blogfa.com